معنی
واژهٔ «بب» در فرهنگهای لغت کهن فارسی دارای دو معنای اصلی است: نخست به معنی راه، روش، شیوه و طریقهٔ انجام کار؛ و دوم به معنی طفل، نوزاد یا کودک بسیار کوچک و تپل.
یعنی چه
این کلمه در اصطلاح به معنی مسلک و عادت (مرتبط با واژه ببان) یا توصیفی برای یک کودک خردسال و گوشتآلود به کار میرفته است که امروزه در زبان فارسی معیار کاملاً منسوخ شده است.
مترادف
با توجه به دو معنای متفاوت این واژه، مترادفهای آن به دو دسته راه و رسم، و اصطلاحات مربوط به خردسالان تقسیم میشوند.
متضاد
به دلیل ماهیت اسمی و کاربرد خاص و محدود این واژه در متون کهن، متضاد دقیق، استاندارد و ثابتی برای آن در فرهنگهای لغت ثبت نشده است.
هم خانواده
تنها واژهٔ همخانواده و مرتبطی که در منابع برای آن ذکر شده، واژهٔ «بَبان» به معنی رسم، عادت و قاعده است.
ریشه
ریشه قطعی و باستانی این واژه در فارسی کلاسیک نامشخص است. در برخی منابع عربی نیز به عنوان وامواژهای از زبانهای دیگر برای اشاره به طفل کوچک به کار رفته و ساختار آوایی آن با گویشهای کهن همخوانی دارد.
جمله سازی
به انگلیسی
برابرهای انگلیسی این واژه کاملاً وابسته به این است که منظور شما «روش و شیوه» باشد یا «طفل کوچک».
به فارسی
برگردان و معادل مستقیم این واژه در زبان فارسی امروز، همان کلماتِ ساده و روانی چون «روش، طریقه، راه و رسم» یا «کودک، طفل خردسال» است.
جمعبندی و توضیح کامل بب
واژهٔ «بَب» از جمله کلمات بسیار کهن، نادر و کمکاربرد در زبان فارسی است که در لغتنامههای معتبری نظیر دهخدا و ناظمالاطباء به آن اشاره شده است. این واژه اساساً دو معنای کاملاً متفاوت را در خود جای داده است؛ در یک سو به معنی راه، روش، طریقه و مسلک است که با واژهٔ «ببان» پیوند دارد، و در سوی دیگر برای توصیف یک کودک بسیار خردسال، نوزاد یا طفل تپل و فربه به کار میرفته است.
امروزه این کلمه در زبان فارسی معیار و گفتارهای روزمره کاملاً منسوخ شده است و ریشهسازی فعالی ندارد. با این حال، به دلیل ساختار دو حرفی و خاص خود، گاهی در بخش حل جدولهای متقاطع یا واژهشناسی متون قدیمی مورد توجه قرار میگیرد و دانستن معانی آن به درک بهتر متون کهن کمک میکند.