یعنی چه
در زبان عامه و رسانهای، این واژه به معنای به راه انداختن هیاهو، غوغا و ایجاد فشارهای روانی و تبلیغاتی است تا طرف مقابل مجبور به عقبنشینی یا تسلیم شود.
مترادف
این واژهها بسته به بستر سیاسی، رسانهای یا حقوقی، نزدیکترین برابرهای معنایی به شانتاژ هستند.
ریشه
این واژه از زبان فرانسوی وارد فارسی شده است. در فرانسه این اسم از فعل chanter (به معنی آواز خواندن) ریشه گرفته که در اصطلاحات عامیانه قرن ۱۹ به معنی مجبور کردن کسی به حرف زدن تحت فشار یا تهدید بود و سپس به معنی باجگیری دگرگون شد.
تلفظ
تلفظ این واژه با فتح شین و سکون نون و تاء است.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به طراح، کلماتی مانند باجگیری یا هوچیگری خواسته میشود و خود کلمه شانتاژ نیز دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Blackmail بیشتر به جنبه تهدید به افشای اسرار و Extortion به جنبه اخاذی و زورگیری اشاره دارد.
به ترکی
زبان ترکی استانبولی نیز این واژه را مانند فارسی از ریشه فرانسوی آن وام گرفته است.
به فارسی
اگرچه معادل دقیقی که تمام ابعاد آن را بپوشاند در یک واژه سنتی نیست، اما ترکیبات «جوسازی» و «هوچیگری» بهترین برگردانهای کاربردی آن در زبان فارسی معاصر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل شانتاژ
واژه شانتاژ یک وامواژه فرانسوی در زبان فارسی است که اصالتاً معنای حقوقی باجگیری، اخاذی و گرفتن حقالسکوت از طریق تهدید را در خود دارد. با این حال، در ادبیات سیاسی و رسانهای امروز ایران، این واژه بیشتر به معنای جوسازی، غوغا سالاری و به راه انداختن جریانهای کاذب خبری برای فریب یا منحرف کردن افکار عمومی به کار میرود.
به عبارتی، وقتی شخصی با سفسطه و ایجاد آشوب روانی تلاش میکند رقیب خود را متهم یا مجبور به عقبنشینی کند، در اصطلاح دست به شانتاژ زده است. از آنجا که این کلمه ریشه فرنگی دارد، ساختارهای سنتی همخانواده در فارسی ندارد اما مشتقات محاورهای و رسانهای نظیر «شانتاژگر» و «شانتاژ کردن» از آن متولد شدهاند.