یعنی چه
کاملکننده به هر عامل، شخص یا شیئی گفته میشود که با اضافه شدن به یک مجموعه یا فرایند ناقص، آن را بینقص، تمام و کامل میسازد و به سرانجام میرساند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [kāmil-konande] است که از دو بخش «کامل» (با مصوت بلند آ و کسره م) و «کننده» (با ضمه ک و فتحه ن اول) تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «کامل کننده» دقیقاً ۹ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خواسته شده، متمم یا مکمل نیز از جایگزینهای رایج آن هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از واژههایی استفاده میشود که به برطرف کردن نقص و ایجاد یک کلِ واحد اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی از اسم فاعل بابهای تفعیل و افعال مانند مُکَمِّل و مُتِمّ برای رساندن این معنا استفاده میشود.
به فارسی
این واژه در زبان فارسی یک صفت فاعلی ترکیبی است. واژههای سراسر فارسی یا جاافتادهای مانند مکمل، متمم، تمامکننده و جامعکننده به عنوان برگردان و معنای روان آن به کار میروند.
نماد چیست
کاملکننده یک صفت مفهوممحور و انتزاعی است و نماد مادی یا باستانی خاصی در فرهنگها ندارد، اما در نگاه معنایی، نشاندهنده به پایان رساندن یک فرایند، به کمال رسیدن و برطرف شدن هرگونه کاستی است.
جمعبندی و توضیح کامل کامل کننده
واژه «کاملکننده» از ترکیب صفت «کامل» (ریشه عربی کمل) و پسوند فاعلی «کننده» (از مصدر فارسی کردن) ساخته شده است. این کلمه در ساختار زبان فارسی به عنوان یک صفت یا اسم فاعل کاربرد دارد و به هر چیزی اطلاق میشود که وجودش برای برطرف کردن یک نقص یا به سرانجام رساندن یک کلِ واحد، ضروری است.
اگرچه خود این ترکیب فارسی در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم دقیق آن با واژه «مُتِمّ» در آیاتی نظیر «وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ» به کار رفته که به معنای تمامکننده و کاملکننده هدایت الهی است. در مکالمات روزمره و ادبیات نیز این واژه همتراز با اصطلاحاتی چون مکمل و متمم قرار میگیرد.
در مجموع، کاملکننده نشاندهنده پیوند میان اجزایی است که به تنهایی ناقص هستند اما در کنار هم به تعادل، کمال و اتمام میرسند. این واژه در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع نیز کاربرد زیادی دارد و یک واژه اصیل در ساختار ترکیبی زبان فارسی به شمار میرود.