یعنی چه
خودخواهی به حالتی در انسان گفته میشود که در آن فرد توازن میان منافع خود و دیگران را از بین برده و به صورت مطلق، تنها به رفاه، خواستهها و آسایش خویش توجه میکند. این ویژگی اخلاقی نوعی خودمحوری است که باعث میشود فرد حقوق، نیازها و احساسات اطرافیان را نادیده بگیرد یا به آنها آسیب بزند.
تلفظ
این واژه به صورت [خُودْخواهی] تلفظ میشود. از نظر ساختاری، یک مصدر جعلی یا حاصل مصدر ترکیبی است که از ضمیر مشترک «خود» و بن مضارع «خواه» (از مصدر خواستن) به همراه پسوند مصدریساز «ی» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «خودخواهی» به عنوان یک پاسخ ۸ حرفی شناخته میشود. بسته به تعداد حروف درخواستی، واژههای هممعنی دیگری مانند خودپرستی، انانیت و خودپسندی نیز میتوانند به عنوان گزینههای جایگزین استفاده شوند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای این واژه Selfishness است که به رفتار منفعتطلبانه اشاره دارد. واژه Egoism نیز در متون فلسفی و روانشناسی به معنای خودمحوری و اصالت دادن به خود به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی، واژه «الأنانية» (برگرفته از ضمیر «أنا» به معنی من) دقیقترین معادل برای خودخواهی است. اصطلاح «حُبّ الذّات» نیز به معنای دوست داشتن افراطی خویشتن در این زمینه کاربرد دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژه Bencillik (مشتق از ben به معنای من) برای توصیف صفت خودخواهی و خودپرستی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خودخواهی
خودخواهی یکی از ویژگیهای اخلاقی و روانی است که در فرهنگها و مکاتب مختلف به عنوان یک رذیله شناخته میشود. این مفهوم ریشه عمیقی در زبان فارسی دارد و از ترکیب «خود» و «خواستن» پدید آمده که به وضوح بیانگرِ «تنها خود را خواستن» است. در متون عرفانی و اخلاقی، این پدیده را غالباً با مفاهیمی چون نفس اماره یا آینه کدر خودمحوری توصیف میکنند که مانع از دیدن حقیقت و برقراری ارتباط سالم با دیگران میشود.
اگرچه واژه مستقیم «خودخواهی» در متن قرآن کریم به چشم نمیخورد، اما مصادیق و نشانههای آن در قالب رذایلی مانند «عُجب»، «خُیَلاء» (تکبر و فخرفروشی) و تبعیت از «هوای نفس» به شدت نکوهش شده است؛ به طوری که پرستش خواستههای شخصی به عنوان عاملی برای گمراهی انسان معرفی میشود.
در توازن رفتاری، متضاد اصلی خودخواهی مفاهیمی همچون دیگرخواهی، ایثار و فداکاری است. فرد خودخواه با تمرکز افراطی بر منافع شخصی، روابط اجتماعی خود را تخریب میکند؛ در حالی که تعدیل این حس و توجه به حقوق دیگران، پایهگذار یک جامعه پویا و اخلاقمدار است.