یعنی چه
واژه «سماها» در زبان فارسی به عنوان یک کلمه مستقلِ ثبتشده در لغتنامههای اصیل وجود ندارد. این عبارت در واقع یک ترکیب عربی است که دو تحلیل ساختاری دارد: نخست، ترکیب اسم «سَماء» (آسمان) با ضمیر متصل مؤنث «ها» که به معنی «آسمانِ آن» است. دوم، شکل فعلی از ریشه «سمو» یا «سمی» به معنای «او را نامید» یا «بر آن نام نهاد». این واژه جنبه کلاسیک و دینی دارد و در مکالمات مدرن روزمره کاربردی ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در هر دو کاربرد اسمی و فعلی آن به صورت «سَمَاهَا» (Samāhā) با فتح سَیْن و مِیم و امتداد آوای الف است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر طراح سؤال عبارت «آسمانِ آن» را به عنوان راهنما قرار دهد، پاسخ مورد نظر واژه پنج حرفی «سماها» است.
به انگلیسی
بسته به ریشه و موقعیت متن، معادل انگلیسی آن تفاوت دارد؛ اگر معنی آسمانِ آن مد نظر باشد از کلماتی مثل sky استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان بسته به نقش نحوی در جمله به صورتهای مذکور نوشته و تحلیل میشود.
به فارسی
برگردان دقیق این ترکیب به زبان فارسی روان، متناسب با سیاق متن شامل عبارات «آسمانِ آن پدیده»، «برج و باروی آسمانیاش» یا در حالت فعلی «نامگذاری کرد آن را» میشود.
در قرآن
این ترکیب دقیقاً به صورت «سَمَاهَا» در آیه ۲۸ سوره مبارکه نازعات آمده است: «رَفَعَ سَمْاهَا فَسَوَّاهَا» که در ترجمه مراجع بزرگ به معنی «آسمانش را برافراشت و آن را نظام بخشید» تعبیر شده است.
جمعبندی و توضیح کامل سماها
واژه «سماها» یک واژه مستقل و اصیل در زبان فارسی به شمار نمیرود، بلکه یک ترکیب عربی وارد شده به متون ادبی و دینی فارسی است. این کلمه از دو بخش «سماء» به معنای آسمان و ضمیر متصل مؤنث «ها» تشکیل شده و روی هم رفته به معنای «آسمانِ آن» (با اشاره به یک پدیده مؤنث مانند زمین) به کار میرود. همچنین در تحلیل دوم میتواند به عنوان یک فعل به معنی «نامگذاری کرد آن را» در نظر گرفته شود.
بارزترین و مستندترین کاربرد این واژه در آیه ۲۸ سوره نازعات در قرآن کریم است که به عظمت آفرینش آسمان و برافراشته شدن آن توسط پروردگار اشاره دارد. به همین دلیل، در فرهنگ اسلامی و ادبیات، این عبارت یادآور مفهوم رفعت، معنویت، بلندی و عظمت خلقت الهی است.
در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع، طراحان معمولاً این واژه را به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی برای راهنمای «آسمانِ آن» در نظر میگیرند. ریشههای همخانواده آن در زبان فارسی شامل واژههای پرکاربردی چون سماء، سماوات، تسمیه و اسامی است.