یعنی چه
ترکیب ادبی «گهر نثار» در لغت به معنی کسی یا چیزی است که گوهر، مروارید یا سنگهای قیمتی را میافشاند و پخش میکند. این واژه در ادبیات فارسی بهصورت مجازی و کنایهای برای توصیف انسانهای بسیار بخشنده و سخاوتمند، یا سخنوران فصیح و بلیغی که کلمات ارزشمند و زیبایشان مانند جواهر از دهان جاری میشود، به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه تشکیل شده است: «گَهر» (به فتح گاف و هاء و سکون راء) که مخفف گوهر است، و «نِثار» (به کسر نون) که به معنی افشاندن و پاشیدن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنماییهایی همچون «افشاننده جواهر»، «پخشکننده مروارید» یا «کنایه از سخنور و بخشنده»، واژه ۷ حرفی «گهر نثار» یا معادلهای همحرف آن مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای این ترکیب ادبی معادل دقیقی در زبان انگلیسی وجود ندارد؛ اما عباراتی که مفهوم افشاندن جواهر را برسانند یا صفتهای مجازی آن مانند فصاحت و بخشندگی را توصیف کنند، به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
معادلها و مترادفهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل ترکیباتی چون گوهرافشان، گوهرریز، جواهرپاش و گنجافشان است که در متنهای کهن و اشعار کلاسیک برای توصیف کرم و بخشش بیحد یا زیبایی سخن پادشاهان و بزرگان استفاده میشده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، «گهر نثار» نمادی از اوج سخاوتمندی، فصاحت و بلاغت در کلام (ریختن کلمات گرانبها از دهان) و همچنین نمادی از شادی، جشن و تجلل در آیینهای سنتی مانند شاباش کردن و هدیه دادن در پیشگاه بزرگان و در مجالس عروسی است.
جمعبندی و توضیح کامل گهر نثار
واژه «گهر نثار» یک صفت مرکب اتباعی و ساختاری ادبی است که از ترکیب واژه فارسی «گهر» (مخفف گوهر) و واژه عربی «نثار» (از ریشه نثر به معنی افشاندن) پدید آمده است. این کلمه در اشعار کلاسیک فارسی، از جمله شاهنامه فردوسی، به معنای واقعی کلمه یعنی پاشیدن سنگهای قیمتی به پای بزرگان یا عروس و داماد به کار رفته است.
علاوه بر معنای ظاهری، این ترکیب بار معنایی کنایهای بسیار غنی دارد. شاعران اصطلاح گهر نثار را برای توصیف فردی به کار میبرند که کلامش به غایت فصیح، ارزشمند و دلنشین است؛ گویی با هر بار سخن گفتن، مروارید و گوهر به پای شنوندگان میریزد. همچنین این واژه بیانگر اوج دستودلبازی و کرم ممدوح در بخشش اموال است.
در ساختار واژهشناسی، با وجود اینکه ریشه بخش دوم آن عربی است، در قرآن کریم عیناً به صورت این ترکیب صفت مرکب وجود ندارد، هرچند ریشه فعل آن (انثارت) دیده میشود. در نهایت، این واژه جلوهای از آمیختگی ظریف زبان فارسی و عربی برای خلق تصاویر شاعرانه و نمادین از سخاوت و بلاغت است.