یعنی چه
این واژه در سه حوزه معنایی کاربرد دارد: نخست در معنای لغوی و اجتماعی به شخص متحد و همپیمان اشاره میکند. دوم در طب سنتی و داروسازی قدیم، به هر مایع جوشاندهای که به قوام آمده و غلیظ شده باشد (مثل شیره و دوشاب) اطلاق میشود. سومین کاربرد آن در نظام سیاسی و ارتشهای عربی معاصر است که معادل درجه سرهنگی در زبان فارسی است.
مترادف
با توجه به زمینه متن، این واژهها میتوانند به عنوان جایگزین عقید استفاده شوند.
متضاد
در معنای تعهد، واژههایی مانند دشمن و بیپیمان، و در معنای فیزیکی مایعات، واژه رقیق نقطه مقابل عقید هستند.
هم خانواده
تمام این کلمات از ریشه سه حرفی (ع-ق-د) مشتق شدهاند و مفهوم گره زدن یا محکم کردن در همه آنها مشترک است.
ریشه
این واژه از ریشه عربی عقد به معنی بستن، گره زدن، محکم کردن و قرارداد بستن گرفته شده است. مفهوم بستن هم در گره زدن پیمان (همعهدی) و هم در بسته شدن و انجماد مایعات (تغلیظ) صدق میکند.
تلفظ
این کلمه با فتح عین و کسر قاف به صورت کشیده تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه عقید معمولاً به عنوان طراح سوال برای نشانه کلماتی چون همپیمان یا درجه نظامی سرهنگ در زبان عربی به کار میرود.
به فارسی
بسته به این که کلمه در چه متنی استفاده شده باشد، میتوان معادلهای دقیق فارسی فوق را برای آن قرار داد.
جمعبندی و توضیح کامل عقید
واژه عقید یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که ریشه در مفهوم «گره زدن و محکم کردن» دارد. این کلمه در متون کهن مکتوب و ادبی بیشتر به دو معنای کاملاً متفاوت به کار رفته است؛ اول به معنای انسانیِ آن یعنی کسی که در پیمان و اتحاد با دیگری است، و دوم در متون پزشکی و آشپزی قدیمی به معنای شهد و مایعی که بر اثر جوشیدن به قوام آمده و سفت شده است.
در دوران معاصر، این واژه کارکرد جدیدی در زبان عربی پیدا کرده و به عنوان یک اصطلاح نظامی رسمی برای درجه «سرهنگ» (Colonel) استفاده میشود که در اخبار و متون سیاسی خاورمیانه به چشم میخورد. بنابراین شناخت دقیق معنای آن کاملاً وابسته به زمینهای است که کلمه در آن استفاده شده است.