یعنی چه
این ترکیب وصفی و کنایی در ادبیات فارسی برای توصیف زلف معشوق به کار میرود. «طره» به معنای دسته موی پیشانی یا زلف است و «طرار» به معنی دزد و جیببر؛ شاعران زلف را به دزدی تشبیه میکنند که به جای مال، عقل و دل عاشق را به سرقت میبرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت واژهبستِ توصیفی [طُرْ رِ یِ طَرّ رار] است که طرّه با ضمهٔ ط و تشدید ر، و طرار با فتح ط و تشدید ر خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «زلف دلربا یا موی پیشانی فریبنده» کلمه ۷ حرفی «طره طرار» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال مفهوم کنایی این عبارت ادبی از ترکیباتی که به موی فریبنده یا گیسوان رباینده اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و سره فارسی برای این ترکیب کنایی شامل عباراتی چون زلف دلبَر، موی فریبنده، گیسوی عیار و جعدِ دزد است که همگی مفهوم ربودن دل را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و عاشقانه پارسی، طره طرار نماد فریبندگی، جذابیت ظاهری معشوق و دامی است که بر سر راه سالک یا عاشق قرار میگیرد تا عقل و هوش او را برباید و او را تسلیم محض عشق کند.
جمعبندی و توضیح کامل طره طرار
ترکیب وصفی و کنایی «طره طرار» از کنار هم آمدن دو واژه با ریشهٔ عربی (طره و طرار) در شعر و ادب فارسی شکل گرفته است. این اصطلاح اگرچه به عنوان یک مدخل مستقل و ثابت در فرهنگهای لغت کلاسیک عربی وجود ندارد، اما در سنت شعری ایران کاربرد فراوانی دارد. شاعران با ظرافت بالایی «طره» (موی پیشانی) را به «طرار» (جیببر و دزد چالاک) تشبیه کردهاند تا نشان دهند چگونه ظاهر معشوق عقل و دین عاشق را به یغما میبرد.
بررسی ساختار لغوی این اصطلاح نشان میدهد که هر دو کلمه از ریشه «ط ر ر» مشتق شدهاند؛ طره به معنای لبه، حاشیه و زلف آراسته است و طرار به کسی گفته میشود که با بریدن کیسهها دزدی میکند. در حقیقت، طرهٔ طرار همان گیسوی راهزن و عیاری است که دام مسیر عاشقی است و در جدول کلمات متقاطع نیز به عنوان یک عبارت ۷ حرفی شناخته میشود.