یعنی چه
تجرید و تفرید از اصطلاحات کلیدی عرفان و تصوف هستند. تجرید یعنی رهایی از دنیا و پاک کردن دل از غیرِ خدا (ظاهر)، و تفرید یعنی رهایی از خودخواهی و انانیت و غرق شدن در توحید به طوری که سالک جز حق را نبیند (باطن).
تلفظ
این ترکیب از دو واژه عربی در باب تفعیل ساخته شده است؛ تَجْرِیدْ وَ تَفْرِیدْ.
در جدول
این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان رمز یا معنای وارستگی عرفانی، انقطاع از دنیا و رسیدن به توحید محض به کار میرود.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب بیشتر از اصطلاحات انتزاع و جداسازی استفاده میشود، اما در ترجمه متون عرفانی عباراتی که نشاندهنده دلبریدن و یگانگی قلب هستند کاربرد دارند.
به عربی
این ترکیب عیناً در متون اصیل عرفان اسلامی و صوفیه عربی مانند «رساله قشیریه» و «منازلالسائرین» خواجه عبدالله انصاری به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این اصطلاح شامل وارستگی، انقطاع الیالله، زهد حقیقی، یکتاپرستی محض، انتزاع و تجرد باطنی است.
در قرآن
این ترکیب اسمی صریحاً در متن قرآن نیامده است؛ اما در علوم قرآنی، سوره مبارکه «اخلاص» را به دلیل توصیف ذات خدا از هرگونه شائبه و شریک، «سوره تجرید» و «سوره تفرید» مینامند. همچنین در بلاغت قرآنی، صنعت تجرید به معنای انتزاع صفتی از یک چیز برای مبالغه کاربرد دارد.
جمعبندی و توضیح کامل تجرید و تفرید
اصطلاح متصل «تجرید و تفرید» منظومهای از سلوک عرفانی را پایهریزی میکند که هدف آن پاکسازی کامل سالک است. در مرتبه تجرید، فرد پایافزار تعلقات دنیوی را از پای درمیآورد و ظاهر و باطن خود را از دلبستگیهای مادی، مال و مقام پاک میکند. این مفهوم در ادبیات عرفانی مکرراً با نمادهایی چون برهنگی روح یا کندن نعلین (اشاره به داستان حضرت موسی در وادی مقدس) توصیف شده است.
در مرتبه بالاتر یعنی تفرید، سالک از کثرتها عبور کرده و به وحدت محض میرسد؛ به طوری که حتی انانیت، خودپرستی و خویشتنِ خویش را هم در پیشگاه عظمت حق فراموش میکند. نمونه بارز ادبی آن در منطقالطیر عطار تجلی مییابد، جایی که سیمرغ نماد غایت وادی توحید، تجرید و تفرید است و مرغان در پایان مسیر با غرق شدن در حقیقت، به یگانگی میرسند.