معنی
واژه مراق در کالبدشناسی قدیم به بخش نرم و نازک زیر شکم و لایه خارجی پرده صفاق اطلاق میشد. همچنین در پزشکی سنتی به نوعی اختلال روانی و وسواس فکری شبیه به مالیخولیا گفته میشود که امروزه به آن خودبیمارانگاری میگویند. در علم نجوم نیز مراق نام ستاره بتا در صورت فلکی دب اکبر (خرس بزرگ) است.
یعنی چه
این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و به معنای رقت و نازکی است. در کاربرد عامتر و با توجه به نفوذ آن در زبان ترکی عثمانی، مجازاً به معنای کنجکاوی، علاقه شدید، دلمشغولی و گاهی نگرانی فکری نیز به کار میرود.
مترادف
این واژهها با توجه به حوزههای مختلف کاربرد مراق (پزشکی، روانپزشکی قدیم و فرهنگ عامه) به عنوان هممعنی استفاده میشوند.
متضاد
در برابر معنای روانی و ذهنی مراق (به معنی وسواس فکری، دلمشغولی و نگرانی)، مفاهیمی چون آرامش ذهنی و بیخیالی قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژه از ریشه عربی «ر ق ق» به معنی نازک بودن مشتق شده است. توجه شود که کلماتی مانند مراقبت و مراقب با این کلمه همخانواده نیستند و از ریشه «ر ق ب» میآیند.
جمله سازی
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی واژه مراق کاملاً به زمینه متن و معنای مدنظر بستگی دارد.
به عربی
در زبان عربی کلاسیک این واژه بیشتر در اصطلاحات کالبدشناسی و پزشکی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مراق
واژه «مراق» از جمله کلمات چندبعدی است که در طول تاریخ میان زبانهای فارسی، عربی و ترکی سفر کرده و در هر حوزه علمی و فرهنگی، معنای ویژهای یافته است. در طب سنتی و اصطلاحات کهن، این واژه هم اشاره به بخش نرم زیر شکم (پرده صفاق) دارد و هم به نوعی بیماری روحی-روانی اطلاق میشود که با وسواس فکری و خودبیمارانگاری همراه است. قدما تصور میکردند منشأ این حالت روحی فضلات خلط سودا در همین ناحیه از شکم است.
علاوه بر کاربردهای پزشکی، مراق در نجوم اسلامی نام یکی از ستارههای معروف صورت فلکی دب اکبر (خرس بزرگ) است که به عنوان ستاره راهنما برای یافتن ستاره قطبی عمل میکند. همچنین این واژه با ورود به زبان ترکی (به صورت Merak) تغییر معنایی جالبی داده و امروزه در فرهنگ عامه به معنای کنجکاوی، اشتیاق شدید و دلمشغولی به کار میرود.