یعنی چه
کثرت استعمال در لغت و اصطلاحات زبانشناسی و اصول فقه، به معنای تکرار زیاد در استفاده، رواج فراوان و پرکاربرد بودن یک واژه یا عبارت است. این پدیده باعث میشود یک کلمه از معنی اصلی یا لغوی خود فاصله گرفته و در یک معنی جدید عرفی یا اصطلاحی جا بیفتد، بهطوری که با شنیدن آن واژه، ذهن فوراً به سمت معنای پرکاربردتر منتقل میشود.
تلفظ
این ترکیبِ اضافه از دو واژهٔ عربی ساخته شده و تلفظ صحیح آن با کسرهٔ اضافه به صورت «کَثرَتِ اِستِعمال» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پرکاربردی یک واژه» یا «رواج فراوان کاربرد لفظ»، عبارت ۱۱ حرفی «کثرت استعمال» یا کلمات مترادفی چون شیوع و تداول قرار میگیرد.
به انگلیسی
در متون تخصصی زبانشناسی و حقوقی، برای انتقال مفهوم فراوانیِ تداول یک عبارت، از معادلهای فوق استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی برای این اصطلاح شامل تعابیری چون «وفور استفاده»، «رواج کامل»، «خوشزبانی و تداول عبارت» و «پرکاربردی لفظ» است که همگی مفهوم فراوانیِ بهکارگیری را میرسانند.
در قرآن
ترکیب اصطلاحی «کثرت استعمال» به همین صورت در متن قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما ریشههای سازنده آن یعنی «ک-ث-ر» (مانند تکاثر، کثیر، اکثر) و «ع-م-ل» (مانند یعملون، عامل، عمل) بهطور متعدد و فراوان به کار رفتهاند. در علوم قرآنی، از قاعده کثرت استعمال برای فهم معنای کلمات در عرف زمان نزول استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کثرت استعمال
اصطلاح «کثرت استعمال» به معنای رواج گسترده و وفور کاربرد یک واژه، عبارت یا رفتار در میان اهل زبان است. وقتی یک لفظ به دفعات بالا در معنایی خاص به کار میرود، پیوند ذهنی مستحکمی میان آن لفظ و معنا شکل میگیرد که در زبانشناسی و اصول فقه به آن «غلبهٔ معنایی» یا شکلگیری «حقیقت عرفی» میگویند.
این پدیده تغییرات زبانی را رقم میزند؛ به طوری که ممکن است معنای اولیه و لغوی یک کلمه به مرور زمان به دلیل کاربرد بسیار زیاد در معنایی ثانویه، مهجور شده و جای خود را به مفهوم جدید و متبادر به ذهن بدهد. بررسی کثرت استعمال در تفسیر متون کهن و قوانین حقوقی برای کشف مراد واقعی گوینده در زمان خودش اهمیت بالایی دارد.