یعنی چه
خاشعة صفت مؤنث از ریشه خشوع است و به حالت قلبی، نگاه یا رفتاری اشاره دارد که در برابر عظمت و جلال یک امر بزرگ (به ویژه خداوند)، دچار فروتنی شدید، آرامش توأم با ترس آمیخته به احترام و تسلیم مطلق شده است.
در جدول
کلمه خاشعة در جدولهای متقاطع معمولاً با راهنماهایی چون فروتن، متواضع یا سرافکنده پرسیده میشود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، بیشتر از واژگان معادل تواضع و تسلیمِ همراه با احترام استفاده میشود.
به عربی
خاشعة خود واژهای عربی است که مترادفهای دقیق آن در زبان عربی معیار شامل خاضعة و متواضعة میشود.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به فارسی در متون ادبی و عرفانی، صفاتی نظیر خاکسار، سرافکنده از روی شرم یا احترام، و فروتن است.
در قرآن
این واژه در قرآن کریم بارها به کار رفته است؛ از جمله در سوره غاشیه «وُجوهٌ يَومَئِذٍ خاشِعَةٌ» که به چهرههای ذلیل و فرو افتاده در قیامت اشاره دارد، و در سوره قلم «خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ» که بیانگر دیدگان سرافکنده گناهکاران است. همچنین فروکش کردن صداها در سوره طه با عبارت «وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ» توصیف شده است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی، اخلاقی و عرفانی، خاشعة نماد بارز بندگی حقیقی، مهار شدن غرور نفسانی و حقیقتپذیری قلب است. در تصویرسازیهای آخرالزمانی نیز چشمهای خاشع نمادِ شرمساری، سرافکندگی و تسلیم محض شدن در محشر به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خاشعة
واژه «خاشعة» یک صفت مؤنث با ریشه عربی (خ ش ع) است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده و بار معنایی عمیق اخلاقی، دینی و عرفانی دارد. این کلمه در اصل به معنای فروتنی مفرط، سرافکندگی از روی احترام و آرامش همراه با ترس آگاهانه در برابر یک عظمت بیپایان است. تفاوت ظریف آن با خضوع در این است که خشوع بیشتر به حالت قلبی و درونی انسان و نمود آن در چشم و صدا اشاره دارد.
در کاربردهای قرآنی، این واژه اغلب برای توصیف حالت انسانها، چشمها و حتی صداها در روز قیامت و در پیشگاه پروردگار به کار میرود؛ جایی که هرگونه کبر، سرکشی و غرور درونی در هم میشکند و جلال الهی تجلی مییابد. به این ترتیب، خاشعة تجسم عینی تسلیم محض و ادب درونی بنده در برابر خالق است.