یعنی چه
«بسنده کردم» شکل گذشته از فعل ترکیبی «بسنده کردن» است. این واژه زمانی به کار میرود که فرد به آنچه در اختیار دارد یا انجام داده رضایت میدهد، آن را کافی میداند و از زیادهخواهی یا ادامه دادن مسیر خودداری میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [بَسَندِه کَردَم] است که از دو بخش «بسنده» (صفت به معنای کافی) و «کردم» (فعل ماضی) تشکیل شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، عبارت «بسنده کردم» به عنوان یک پاسخ ۹ حرفی برای راهنماهایی چون «اکتفا کردم» یا «قانع شدم» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به لحن و سیاق متن، میتوان از افعال و عبارات فوق برای رساندن مفهوم رضایت دادن به یک حد خاص استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی، دقیقترین افعال برای رساندن مفهوم بسندگی و قناعت ورزیدن به یک چیز، استفاده از باب افتعال مانند اکتفاء است.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و فرهنگ فارسی نمادی از ویژگیهای اخلاقی پسندیده مانند قناعت، پذیرش حد کفایت و خرسندی به داشتهها است. این واژه تصویر مادی خاصی ندارد، اما در متون کهن به عنوان نشانه هوشمندی در برابر حرص و طمع شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بسنده کردم
عبارت «بسنده کردم» یک فعل ترکیبی کاملاً پارسی و اصیل است که ریشه در زبانهای کهن ایرانی دارد. این واژه از ترکیب تکواژ «بَس» به معنای کافی و پسوند صفتساز «ـَنده» به همراه فعل کردن ساخته شده است. استعمال این واژه نشاندهنده روحیه رضایتمندی و تشخیص مرز میان نیاز و زیادهخواهی است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در شاهنامه فردوسی، این واژه بارها برای نشان دادن گوشهنشینیِ خردمندانه یا رضایت به نصیب و قسمت به کار رفته است. با اینکه عین این لفظ در قرآن مجید نیامده، اما از نظر معنایی قرابت نزدیکی با مفاهیم والای قرآنی همچون توکل، رضا و کفایت الهی دارد.