یعنی چه
در لغتنامههای کهن عربی، ضفد به معنای زدن کسی با کف دست، چک زدن یا طپانچه زدن آمده است. همچنین این ریشه به شکل رباعی (ضفدع) به معنای قورباغه و غوک نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه در حالت مصدری و ثلاثی مجرد به صورت فَتح اول و سُکون دوم (ضَفْد) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح به معنای مصدری اشاره کند، پاسخهایی چون سیلی و چک مد نظر است و اگر به ریشه واژه قورباغه اشاره داشته باشد، خود واژه سه حرفی ضفد یا مشتق آن هدف رابطه است.
به انگلیسی
برای معنای اصلی و مصدری واژه از عباراتی چون Slap یا Strike with palm استفاده میشود و برای شکل مشتق آن واژه Frog کاربرد دارد.
به عربی
در زبان عربی فصیح، مترادفهای دقیق این واژه در بافت لغوی شامل لطم و صفع است که به زدن با کف دست اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه در حالت مصدری «سیلی زدن» یا «چک زدن» است. در صورت در نظر گرفتن واژه مشتق و معروفتر آن (ضفدع)، معادلهای فارسی آن «غوک»، «وزغ»، «پک» و «چغز» خواهند بود.
در قرآن
خود واژه سه حرفی «ضفد» در متن قرآن کریم نیامده است؛ اما شکل جمع مؤنث سالم از واژه مشتق آن یعنی «الضَّفَادِعَ» (به معنی قورباغهها) در آیه ۱۳۳ سوره اعراف به عنوان یکی از عذابهای نهگانه فرعونیان در دوران حضرت موسی (ع) ذکر شده است.
نماد چیست
در روایات و فرهنگ اسلامی، قورباغه (که از این ریشه مشتق شده) به عنوان نماد ذکر، فریادخواهی و تسبیح خداوند شناخته میشود و پیامبر (ص) از کشتن آن نهی کردهاند. همچنین در اساطیر مصر باستان، این موجود نماد باروری، زایش و نوسازی طبیعت پس از سیلاب بود.
جمعبندی و توضیح کامل ضفد
واژه «ضفد» یک واژه کهن عربی و بسیار کمکاربرد است که در لغتنامههای قدیمی مانند لسانالعرب به معنای زدن با کف دست، سیلی زدن یا طپانچه زدن آمده است. این کلمه در زبان فارسی معیار به عنوان یک واژه مستقل کاربرد ملموسی ندارد و بیشتر در متون لغوی و تخصصی یافت میشود.
اهمیت اصلی این واژه در ریشهشناسی، ارتباط آن با واژه معروفتر «ضفدع» به معنای قورباغه یا غوک است. اگرچه خود واژه سه حرفی ضفد در قرآن نیامده، اما شکل جمع کلمه مشتق از آن یعنی «الضفادع» در سوره اعراف به عنوان یکی از معجزات و بلاهای نازلشده بر فرعونیان ذکر شده است که در فرهنگ اسلامی نمادی از تسبیح موجودات برای پروردگار به شمار میرود.