یعنی چه
این واژه در فارسی محاورهای صفت مرکب تعریضی و گاه تحقیرآمیز است. به کسی اطلاق میشود که یا از نظر ذهنی توانایی درک استدلالهای منطقی را ندارد (کودن و نادان است) و یا به دلیل لجاجت و کلهشقی، عمداً خود را به نفهمی میزند و در برابر سخن منطقی مقاومت میکند.
مترادف
این واژهها بسته به بافت کلام، ابعاد مختلف کمفهمی یا لجاجت فرد را نشان میدهند.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «زبان» (با فتح ز) و «نفهم» (با فتح ن و هـ) تشکیل شده و به صورت سرهم یا با نیمفاصله تلفظ و نگارش میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح به دنبال خود واژه باشد، پاسخ ۸ حرفی است. در غیر این صورت معادلهای ۴ حرفی آن مانند لجوج یا کودن مد نظر هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به اینکه منظور شما بعد لجبازی فرد باشد یا بعد کمفهمی او، از کلمات متفاوتی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی کلمه Anlamaz دقیقاً معادل ساختاری نفهم است و Dikbaşlı ویژگی رفتاری یکدندگی را میرساند.
نماد چیست
واژه «زباننفهم» در فرهنگ عامیانه و گفتاری فارسی، نماد بارز نپذیرفتن سخن حق و اصرار بر موضع اشتباه است. این عبارت مصداق بارز فردی است که ارتباط کلامی و منطقی با او به بنبست میرسد و مجازاً یعنی زبان و گفتار دیگران در او هیچ اثری ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل زبان نفهم
واژه «زباننفهم» یک صفت مرکب محاورهای در زبان فارسی است که از ترکیب «زبان» (با ریشه اوستایی) و «نفهم» (برگرفته از ریشه عربی فَهِمَ به معنای درک کردن) ساخته شده است. این اصطلاح در تداول عامه بار معنایی انتقادی و گاه تحقیرآمیز دارد و به دو گروه از افراد اطلاق میشود؛ دسته اول کسانی که به دلیل ضعف مهارتهای ذهنی توانایی هضم استدلال را ندارند و دسته دوم که کاربرد شایعتری دارد، افرادی هستند که با وجود درک مطلب، به دلیل لجاجت و کلهشقی حاضر به تسلیم در برابر حقیقت نیستند.
اگرچه خود این اصطلاح عامیانه در متون کهن یا قرآن کریم به این شکل لفظی وجود ندارد، اما مفهوم آن در ادبیات و مفاهیم دینی کاملاً شناخته شده است؛ به طوری که در قرآن کریم افرادی که در برابر حق کر و لال و کور میشوند و تعقل نمیکنند، به نوعی مصداق عینی این مفهوم رفتاری تلقی شدهاند. در بازیها و جدول کلمات متقاطع نیز این واژه با تعداد ۸ حرف خود یک چالش پرکاربرد به شمار میرود.