یعنی چه
این عبارت یک ترکیب مستقل و ثبتشده در لغتنامههای اصیل فارسی نیست، بلکه از ترکیب دو واژهٔ «بس» (به معنی کافی، بسنده یا بسیار) و «قضاوت» (به معنی داوری و حکم کردن) ساخته شده است. بسته به بافت متن، میتواند به معنای «قضاوت کردن بس است و باید دست از داوری برداشت» یا به مفهوم «داوری و قضاوتِ بسیار» اشاره داشته باشد.
تلفظ
واژهٔ اول ساکن در حرف سین [بَسْ] و واژهٔ دوم با فتحِ قاف و ضادِ کشیده [قَ ضا وَ تْ] خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «بس قضاوت» و دارای ۷ حرف است.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم کافی بودن قضاوت از عبارت نخست و برای داوریِ بیش از حد از اصطلاحات حاوی judging استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فصیح، واژه قضاوت به صورت مصدری «القضاء» به کار میرود و بر اساس معنای مدنظر ترکیب میشود.
در قرآن
عبارت ترکیبی «بس قضاوت» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی واژهٔ قضاوت یعنی «ق ض ی» و مشتقات مختلف آن مانند «قضیٰ» و «یقضی» فراوان به کار رفتهاند که به مفاهیمی همچون حکم الهی، فرمان، خلق کردن و داوری عادلانه خداوند اشاره دارند؛ مانند آیه ۲۰ سوره غافر: «وَاللَّهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ» (و خدا به حق داوری میکند).
جمعبندی و توضیح کامل بس قضاوت
عبارت «بس قضاوت» یک اصطلاح ادغامشده، اصیل یا واژهای واحد در فرهنگهای لغت فارسی (مانند دهخدا و معین) نیست. این ترکیب در واقع از یک قید پارسی میانه («بس» به معنای فراوان یا کافی) و یک مصدر جعلی ساختهشده در فارسی با ریشه عربی («قضاوت» از ماده قضی) تشکیل شده است. در گفتار روزمره یا متون ادبی، این دو کلمه به صورت متوالی برای رساندن مفهوم نهی از پیشداوری یا اشاره به کثرت داوریها در کنار هم قرار میگیرند.
از منظر معنایی و کاربردی، وقتی فردی در موقعیتهای اجتماعی یا اخلاقی از این تعبیر استفاده میکند، عموماً هدفش دعوت به بیطرفی، مدارا، پذیرش و پایان دادن به محکوم کردن دیگران بدون شواهد کافی است. در ادبیات معاصر و فضاهای گفتوگو، این ترکیب یادآور ارزشهای اخلاقی مرتبط با سنجش حقیقت و پرهیز از قضاوتهای عجولانه است که نمادهای جهانی آن مانند ترازو و فرشته عدالت نیز بر همین بیطرفی تاکید دارند.