یعنی چه
این واژه صفت فاعل از تلاطم و به معنی چیزی است که در حالت خروش، آشوب و موجزدگی قرار دارد. معمولاً برای توصیف دریای طوفانی یا بهصورت مجازی برای حالات درونیِ پریشان، مضطرب و اوضاع بحرانی به کار میرود. این کلمه در اصل صورتِ نوشتاری و عامیانهٔ دیگری از واژهٔ معیار «متلاطم» است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه بر اساس ریشهٔ اصلی آن مُتَلاطِم (mo-ta-lā-tem) است، هرچند در شکل نوشتاری «متلطم» نیز همان تلفظ واژهٔ اصلی در ذهن تداعی میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژهٔ «متلطم» یک پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی مثل «طوفانی»، «ناآرام» یا «دریای مواج» است.
به انگلیسی
برای توصیف وضعیت دریا یا جو آشفته از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از باب تفاعل مشتق شده است.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل خروشان، موجخیز، ناآرام، پرطوفان و آشفته است که بسته به متن جایگزین میشوند.
نماد چیست
در ادبیات و عرفان، دریای متلاطم یا دل متلاطم نمادی از چالشهای بزرگ، تغییرات بیثبات، و وضعیت بحرانی یا انقلابی است که انسان پیش از رسیدن به ساحل آرامش و یقین با آن دستوپنجه نرم میکند.
جمعبندی و توضیح کامل متلطم
واژهٔ «متلطم» در حقیقت شکل نوشتاری، گویشی یا عامیانهای از واژهٔ معیار و ثبتشدهٔ «متلاطم» است. در فرهنگهای معتبر لغت، مدخل مستقلی برای متلطم وجود ندارد و ریشهٔ اصلی آن به واژهٔ عربی «لَطم» (به معنی سیلی زدن یا برخورد کردن) بازمیگردد که در باب تفاعل به صورت تلاطم (برخورد متقابل موجها) درآمده است.
این صفت مادی و مجازی برای توصیف وضعیتهای خروشان و بیقرار به کار میرود؛ مانند دریای طوفانی که امواج آن به یکدیگر برخورد میکنند، یا دل و روانی آشفته که دچار بحران و دگرگونیهای شدید شده است. در جدول کلمات نیز این واژه به عنوان یک پاسخ دقیقاً ۵ حرفی شناخته میشود.
در مجموع، هرگاه سخن از آشوب، ناآرامی، طوفان و شرایط بحرانی (چه در طبیعت و چه در درون انسان) باشد، این کلمه کاربرد پیدا میکند و متضاد حقیقی آن واژههایی چون آرام، ساکن و امن هستند.