یعنی چه
اضلال الهی به معنای گمراهسازی ابتدایی و اجباری از سوی خداوند نیست، بلکه به معنای سلب توفیق، قطع فیض هدایت و رها کردن انسان به حال خود به دلیل اصرار بر گناه و لجاجت در برابر حق است که به عنوان یک مجازات و کیفر الهی شناخته میشود.
تلفظ
این عبارت ترکیبی به صورت اِضْلال (Eżlāl) و اِلهی (Elāhī) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «اضلال الهی» به عنوان پاسخ ۹ حرفی برای نشان دادن مفاهیمی چون گمراهسازی خدا یا سلب توفیق الهی به کار میرود.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی و متون کلامی، برای رساندن این مفهوم از عباراتی که به معنای گمراهسازی الهی یا دریغ کردن هدایت است استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و در متون تفسیری و کلامی عیناً به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی این اصطلاح شامل تعابیری چون گمراه کردنِ خدا، سلب توفیق الهی، واگذاشتن بنده به حال خود و خذنان است.
در قرآن
در قرآن کریم تعابیری مانند «یُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ» آمده است. مفسران تأکید دارند که این اضلال، کیفری است و تنها شامل حال کسانی میشود که با ظلم، فسق و کفر پس از ایمان، خودشان پنجرههای هدایت را بستهاند؛ همانطور که آیه ۲۷ سوره بقره میفرماید: «وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ».
جمعبندی و توضیح کامل اضلال الهی
اصطلاح کلامی و قرآنی «اضلال الهی» برخلاف ظاهر ابتداییاش، به معنای این نیست که خداوند بدون دلیل و از روی اجبار کسی را بدبخت و گمراه کند؛ چرا که این کار با عدالت پروردگار در تضاد است. در واقع، این مفهوم اشاره به «اضلال کیفری» دارد؛ یعنی زمانی که یک انسان با لجاجت، کفر و اصرار بر گناه، آگاهانه از مسیر حق رویگردان میشود، خداوند نیز به عنوان مجازات، توفیق و فیض هدایت خود را از او سلب کرده و او را به حال خودش رها میکند تا در گمراهیِ انتخابی خود غوطهور شود.
در متون تفسیری، این حالت را با تعابیری همچون ختم (مُهر زدن بر دل)، طبع و خذلان نیز توصیف کردهاند که نشاندهنده محرومیت از بینش حقیقتبین به دلیل عملکرد خودِ انسان است. بنابراین، ریشه و علت اصلی اضلال الهی، سوءاختیار و رفتار خودِ بنده است و انتساب آن به خدا، به عنوان یک سنت کیفری و نظام پاداش و جزا تبیین میشود.