یعنی چه
واژهٔ فهمانیده صورتِ قدیمی و ادبیِ اسم مفعول از فعل «فهمانیدن/فهماندن» است. این کلمه به دو معنای نزدیک به کار میرود: نخست به معنی شخص یا کسی که مطلبی به او حالی شده و آگاه گردیده است، و دوم به معنی خودِ مطلب و موضوعی که به کسی آموزش داده شده، توضیح داده شده یا به گوش کسی رسانده شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [فَـهْـمـانـیـدِه] است که در آن فاء مفتوح، هاء ساکن و میم پیش از الف قرار دارد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «تفهیم شده» یا «حالی شده»، واژهٔ ۸ حرفی «فهمانیده» یک پاسخ دقیق و سنتی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، عباراتی که مفهوم انتقال معنا و فهماندن موضوعی را برسانند به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
معادلهای فارسی و روان امروزی برای این واژه شامل کلماتی چون فهمانده، حالیشده، توجیه شده، بیانشده و روشنشده است که روندِ آگاهسازی را نشان میدهند.
نماد چیست
این واژه در متون ادبی و تحلیلی، نمادی از خروج از مرتبهٔ ابهام و گنگی و ورود به عرصهٔ دانایی و شفافیت است؛ یعنی نشاندهندهٔ زمانی است که معنای پنهانِ یک موضوع عیان و برای مخاطب قابلدرک میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فهمانیده
واژهٔ «فهمانیده» یک ساخت ترکیبیِ عربی-فارسی دارد که از ریشهٔ عربی «فهم» به همراه پسوندهای متعدیکننده و مفعولیِ فارسی شکل گرفته است. این کلمه اگرچه امروزه در گفتار روزمره کمتر شنیده میشود و جای خود را به واژههای صریحتری مانند «فهمانده» یا «تفهیمشده» داده است، اما همچنان در متون کهن و ادبی به عنوان یک صفت مفعولی دقیق شناخته میشود.
این کلمه دو سویهٔ معنایی دارد؛ گاه به موضوعی اشاره میکند که به خوبی تشریح و بیان شده است و گاه به فردی دلالت دارد که با توضیحاتِ ارائه شده، آگاهی لازم را به دست آورده و توجیه شده است. ریشهٔ اصلی آن در قرآن کریم نیز در قالب فعلی برای بیان تفهیم حکمت به حضرت سلیمان (ع) تجلی یافته است.