یعنی چه
در اصطلاح فلسفه و کلام اسلامی، به موجودی گفته میشود که ذاتاً و به خودیِ خود اقتضای وجود ندارد و ممکنالوجود است، اما به واسطه علتی بیرونی و حقیقی، وجود برای آن حتمی و ضروری شده است. طبق قاعده فلسفی «الشیءُ ما لَم یَجِب لَم یوجَد»، هر ممکنالوجودی برای محقق شدن، باید از طرف علت خود به مرحله وجوب بالغیر برسد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فلسفی با کسر واو در «واجب» و سکون لام و فتح غین در «بالغیر» به صورت «واجبُ بالْغَیْر» یا در روانخوانی «واجبالغیر» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این عبارت دقیقاً ۱۰ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای طراحانی که مفهوم فلسفی معلول یا ضرورت یافته به سبب علت را مد نظر دارند، استفاده میشود.
به انگلیسی
در ترجمه متون فلسفه اسلامی به انگلیسی، برای رساندن مفهوم وجوب غیری از تعابیری استفاده میشود که وابستگی ضرورتِ وجود به یک عامل یا علت بیرونی را آشکار کند.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و در متون اصیل فلسفه مشاء و حکمت متعالیه دقیقاً به همین صورت به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای فارسی روان این اصطلاح شامل «ضروری بالعرض»، «لازم به غیر» و «موجودِ وابسته به علت» است که مفهومِ عدم استقلال ذاتی در هستی را میرسانند.
در قرآن
خودِ این ترکیبِ اصطلاحی و تخصصی فلسفی در متن قرآن نیامده است. با این حال، مفهوم و بنمایه آن یعنی وابستگی مطلق مخلوقات و ممکنات به آفریننده، در آیاتی مانند «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» (فاطر - ۱۵) به وضوح تبیین شده است.
جمعبندی و توضیح کامل واجب بالغیر
واجب بالغیر یکی از اصطلاحات کلیدی در تقسیمبندیهای وجود در فلسفه اسلامی است. این مفهوم در برابر «واجب بالذات» (خداوند که وجودش برخاسته از ذات خودش است) قرار میگیرد و به تمام موجودات و مخلوقاتی اشاره دارد که ذاتاً برای موجود شدن نیاز به علت دارند، اما پس از آنکه علت تامهشان محقق شد، وجود آنها نیز حتمی و ضروری (واجب) میگردد.
به عبارت دیگر، کل عالم امکان و پدیدههای پیرامون ما در حقیقت واجب بالغیر هستند؛ چرا که هیچکدام خودبهخود و بهطور مستقل ضرورتِ وجود ندارند، بلکه هستیِ آنها پیوسته آویخته و وابسته به افاضهٔ علتِ هستیبخش است.