یعنی چه
این کلمه یک واژه مستقل فارسی نیست، بلکه ترکیبی از حرف عطف «فَ» (پس)، فعل ماضی «قَتَلَ» (کُشت) و ضمیر متصل «هُ» (او را) است که وقوع مرگ و سلب حیات یک فرد توسط دیگری را بیان میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح تمامی حروف اصلی و ضمّه ضمیر پایانی به صورت فَقَتَلَهُ است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان یک اصطلاح قرآنی یا عربی مطرح میشود.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی متون قرآنی و کلاسیک، این ترکیب به صورت فعل زمان گذشته همراه با ضمایر فاعلی و مفعولی ترجمه میشود.
به عربی
این عبارت خود اصالتاً عربی فصیح است و نیاز به بازنویسی ندارد، اما از نظر ساختاری ترکیب فعل و فاعل و مفعول است.
به فارسی
معادل دقیق فارسی این عبارت در ترجمههای تحتاللفظی و روان متون کهن، «پس او را کشت» یا «آنگاه جانش را گرفت» ذکر شده است.
در قرآن
این عبارت صراحتاً در آیه ۳۰ سوره مائده در توصیف نخستین برادرکشی تاریخ و داستان فرزندان آدم آمده است: «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ» که اشاره به ترغیب نفس قابیل و در نتیجه کُشتن هابیل دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فقتله
کلمه «فقتله» یک واژه مستقل در زبان فارسی به شمار نمیرود، بلکه یک ترکیب نحوی و ساختارمند در زبان عربی کلاسیک و قرآنی است. این اصطلاح از سه بخش «فـ» (حرف عطف به معنای پس/آنگاه)، «قتل» (فعل ماضی به معنی کشت) و «ه» (ضمیر مفعولی به معنی او را) تشکیل شده است که در متون مذهبی و ترجمههای کهن شیوع دارد.
سرشناسترین کاربرد این واژه در قرآن کریم و در سوره مائده است که به ماجرای تکاندهنده حسادت قابیل و قتل برادرش هابیل اشاره میکند. از این رو، در فرهنگ اسلامی و بافتار ادبی، این کلمه بار معنایی سنگینی داشته و نمادی از نخستین جنایت بشری، خشونت، نفس سرکش و برادرکشی محسوب میشود.
در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع، این واژه دقیقاً به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی با مضمون «پس او را کشت در قرآن» یا عبارات مشابه کاربرد دارد و همخانوادههای آن مانند قاتل، مقتول و مقتله در زبان فارسی روزمره نیز کاملاً رایج هستند.