یعنی چه
این عبارت در دو حوزه کاربرد دارد؛ در بازیهای پاسور (مانند حکم) به نوبتِ آغاز بازی یا سیزده برگی که در ابتدا به حاکم داده میشود میگویند. در مفاهیم حقوقی، سیاسی و فقهی نیز مجاز از قدرت، اختیار قانونی، ولایت یا تصرفات قضایی شخصِ حاکم یا قاضی است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واجگشایی «دَسْ تِ ح ا کِ مْ» با کسرهٔ اضافه بین دو واژه است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «دست حاکم» با ۷ حرف است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در بازیهای کارتی از معادلهای مرتبط با توزیعکننده و در متون سیاسی از دست حاکمیت استفاده میشود.
به عربی
در متون فقهی و حقوقی جهان عرب، عبارت «ید الحاکم» دقیقاً معادل دست و اختیارات قانونی قاضی یا فرمانروا به کار میرود.
در قرآن
ترکیب وصفی یا اضافی «دست حاکم» در متن قرآن وجود ندارد؛ با این حال ریشه و مفردات آن مانند «الحاکمین» (در آیه الیس الله باحکم الحاکمین) و واژه «ید» یا «ایدی» به وفور جهت اشاره به قدرت الهی یا بشری استفاده شده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و متون استعاری، این عبارت نمادی از مرکز تصمیمگیری، نفوذ نامرئی حکومت یا نیروی مسلط بر یک جریان است که توانایی تغییر بازی یا شرایط جامعه را دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دست حاکم
عبارت «دست حاکم» یک اصطلاح واژهنامهای مستقل و تثبیتشده در فرهنگهای لغت کلاسیک فارسی مانند دهخدا یا معین نیست؛ بلکه یک ترکیب نحوی، استعاری و معنایی است که از ترکیب دو واژهٔ «دست» (فارسی) و «حاکم» (عربی از ریشه حکم) شکل گرفته است.
این اصطلاح در دو فضای کاملاً متفاوت معنا پیدا میکند؛ در بازیهای ورق (مانند حکم و شلم) به اولین دستی که به شخص حاکم داده میشود تا بر اساس آن بازی را هدایت کند اشاره دارد. از سوی دیگر، در ادبیات سیاسی، فقهی و حقوقی، این ترکیب مجاز از قدرت اجرایی، ولایت، دستگردان کردن اموال توسط قاضی شرع و سلطهٔ قانونی فرمانروا بر امور جامعه است.
در مجموع، معنای این واژه کاملاً وابسته به لحن و بافتار جملهای است که در آن به کار میرود و در فرهنگ عامه همواره یادآور مفهوم کنترل، داشتن اختیار تام و توانایی تعیین سرنوشت یک موقعیت یا رقابت است.