یعنی چه
غبن در لغت به معنای فریب دادن، خدعه و ضرر رساندن به دیگری در دادوستد است. در اصطلاح فقهی و حقوقی، زمانی رخ میدهد که بین ارزش واقعی یک کالا و قیمتی که معامله شده، تفاوت فاحش و نامتعارفی وجود داشته باشد؛ به طوری که یکی از طرفین به دلیل ناآگاهی، دچار زیان مالی شدیدی شود و برای او حق فسخ معامله (خیار غبن) ایجاد گردد.
تلفظ
این کلمه به صورت فتح حرف اول (غ)، سکون حرف دوم (ب) و سکون حرف سوم (ن) یعنی [غَبْن] تلفظ میشود.
به انگلیسی
در متون حقوقی بینالمللی از واژه Lesion و در کاربردهای عمومی از کلماتی چون Fraud یا Unfair loss استفاده میشود.
به عربی
واژه غبن اصالتاً عربی است و در زبان مبدأ نیز به همان معنای زیان، نیرنگ و کلاهبرداری اقتصادی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل زیان ناشی از فریب، خسران معامله، خدعه مالی و ضرر فاحش دادوستد است.
در قرآن
خود واژه غبن به صورت مجرد در قرآن نیامده، اما سوره ۶۴ قرآن «تغابن» نام دارد. در آیه ۹ این سوره عبارت «یومُ التَّغابُن» به کار رفته که کنایه از روز قیامت است؛ روزی که در آن برد و باخت واقعی انسانها و حسرت و زیان پنهان بدکاران آشکار میشود.
نماد چیست
در ادبیات، فقه و فرهنگ عامه، غبن نماد آشکار شدن حقیقت تلخ پس از فریب، کلاه رفتن سر انسان به دلیل ناآگاهی، و پشیمانی شدید ناشی از اشتباهات محاسباتی در زندگی و دادوستد است.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه غبن
واژه «غبن» یک اصطلاح اصیل عربی با ریشه ثلاثی (غ ب ن) است که وارد زبان و حقوق فارسی شده است. معنای لغوی آن بر فریب، خدعه و کلاهبرداری دلالت دارد، اما در اصطلاح حقوقی و فقهی ایران، به معنای عدم تعادل فاحش و نامتعارف میان ارزش واقعی یک مال و قیمتی است که معامله بر اساس آن شکل گرفته است. این مفهوم در قانون مدنی تحت عنوان «خیار غبن» به شخص زیاندیده (مغبون) این حق را میدهد که معامله را فسخ کند.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، این واژه در قالب اصطلاح «تغابن» نقشی برجسته دارد. سوره تغابن در قرآن کریم و تعبیر «یوم التغابن»، روز قیامت را به عنوان روزی توصیف میکند که در آن تمام سودها و زیانهای واقعی و اخروی انسانها عیان میشود و افراد بدکار به خاطر از دست دادن سرمایه عمر خود دچار حسرت و مغبونیت ابدی میشوند.
در ساختار کلمات و حل جدول، عبارت «کلمه غبن» دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است. همخانوادههای مشهوری مانند مغبون (زیاندیده) و غابن (زیانرساننده) از همین ریشه مشتق شدهاند و در ادبیات فارسی نمادی از حسرت پشیمانی و کلاه رفتن سر انسان در دوراهیهای مختلف زندگی به شمار میروند.