یعنی چه
این واژه فعل ماضی استمراری (سوم شخص مفرد) از مصدر غلتیدن است و به معنای چرخیدن پیدرپی بر روی زمین، از پهلو به پهلو شدن یا حرکت دورانی یک جسم روی یک سطح بدون بلند شدن از آن است. در مفهوم کنایی نیز به معنی غرق بودن در حالتی (مانند در پول یا گناه غلتیدن) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «میغَلْتید» (mi-ghaltid) است که در آن حرف غین مفتوح (غَ) و لام ساکن (لْ) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «در حال چرخ خوردن روی زمین بود» یا «از این پهلو به آن پهلو میشد» کاربرد دارد و دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
برای بیان این حالت در زمان گذشته استمراری انگلیسی از ترکیبهای فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل تدحرج برای غلتیدن اشیا و انسان و تمرغ برای غلت زدن بر روی زمین استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی و همخانوادههای این واژه شامل عباراتی چون غلت زدن، چرخ خوردن، غلتان، غلتک و غلتیدن است. املای اصلی آن با «ت» است، هرچند در متون کهن گاهی به صورت معرب با «ط» (غلطیدن) نیز ثبت شده است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، غلتیدن گوی در چوگان نماد تسلیم محض و بیاختیاری است. همچنین غلتیدن در خاک و خون نماد مظلومیت و سرگردانی، و غلتیدن بر سبزه نماد شادی و رهایی است. در معنای منفی نیز میتواند نماد سقوط تدریجی در گناه یا بلا باشد.
جمعبندی و توضیح کامل می غلتید
واژه «میغلتید» یک فعل ماضی استمراری اصیل فارسی از مصدر غلتیدن است که حرکت دورانی و متصل به سطح یک جسم یا موجود زنده را توصیف میکند. این کلمه از نظر املایی با حرف «ت» نوشته میشود، هرچند در برخی متون تاریخی با «ط» نیز دیده شده است، اما صورت اول اولویت علمی و نگارشی دارد. این فعل در ساختار خود دقیقاً ۷ حرف دارد و در متون قرآنی به صورت مستقیم به کار نرفته است.
از نظر کاربرد معنایی، این واژه هم در بستر واقعی (مانند غلتیدن توپ یا کودک روی زمین) و هم در بستر کنایی و مجازی کاربرد فراوان دارد؛ به طوری که در ادبیات نمادی از بیاختیاری، سرگردانی و یا در بستر مادی، کنایه از رفاه فراوان و غرق بودن در ثروت (در پول میغلتید) است.