یعنی چه
معیب صفتی است که به هر چیز یا هر کسی که دچار نقص، ایراد، صدمه یا خرابی باشد، اطلاق میشود؛ بهطوریکه این نقص از ارزش، کمال یا کارایی آن بکاهد. در متون فقهی، حقوقی و مکتوبات کهن نیز به کالایی که دارای اشکال و آسیب باشد، معیب میگویند.
تلفظ
این واژه به صورت مَعِیب (با فتح م و کسره ع) تلفظ میشود و اسم مفعول از ریشه عربی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «عیبدار» یا «ناقص» به صورت چهار حرفی، کلمه «معیب» است.
به عربی
این کلمه خود ریشه و اصالت عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا به شکل عباراتی مثل «ذو عیب» برای توصیف کالای ناقص یا فرد دارای عیب به کار میرود.
به فارسی
از نزدیکترین برگردانها و معادلهای اصیل فارسی برای این واژه میتوان به «عیبدار»، «ناقص»، «خراب»، «ناسالم» و «ایراددار» اشاره کرد.
در قرآن
خود واژه «معیب» به این شکل صریح در متن قرآن نیامده است؛ اما ریشه آن در آیه ۷۹ سوره کهف به صورت فعل آمده است، آنجا که خضر (ع) در مورد کشتی میگوید: «فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهَا» (پس خواستم آن را عیبدار کنم).
نماد چیست
این واژه نمادگرایی اسطورهای یا باستانی ندارد، اما در ادبیات، فقه و حقوق نماد کالا یا امرِ آسیبدیده، نقص اخلاقی و رفتاری، عدم کمال، و وجود خسارت در مبادلات تجاری به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل معیب
واژه «معیب» یک صفت با ریشه عربی (از ثلاثی مجرد عـیـب) است که به طور گسترده به زبان فارسی وارد شده و در ادبیات مکتوب، متون فقهی و مباحث حقوقی کاربرد فراوانی دارد. این کلمه به معنای هر کالا، شیء یا پدیدهای است که دچار نقص، خرابی یا ایرادی باشد که از ارزش اصلی یا کارکرد مطلوب آن بکاهد. مترادفهای پرکاربردی همچون معیوب، ناقص و خراب دارد و در مقابل واژگانی مثل سالم، کامل و بیعیب قرار میگیرد.
اگرچه خودِ اسم مفعولِ «معیب» به این صورت اسمی در متن قرآن مجید دیده نمیشود، ریشه فعلی آن در داستان حضرت خضر و موسی (ع) در سوره کهف برای توصیف عیبدار کردن کشتی به کار رفته است. در دنیای امروز، این کلمه بیشتر در اصطلاحات حقوقی مانند «خیار عیب» (حق فسخ معامله به دلیل نقص کالا) یا در توصیف فنی اجناس صدمهدیده استفاده میشود و به خوبی مفهوم کاستی و عدم کمال را منتقل میکند.