یعنی چه
واژه «قلفاء» صفت مؤنث در زبان عربی است که دو معنای متفاوت دارد؛ در متون کهن لغوی به عنوان صفت برای زمان و سال (سنة قلفاء) به معنی سالی فراخ، ارزان، پرنعمت و باآسایش به کار میرود. در اصطلاح تشریحی و فقهی قدیم نیز به معنای زنی است که ختنه نشده و دارای غلفه (پوست پوشاننده عضو) باشد.
تلفظ
این کلمه در متون لغت به دو صورت فَتح اول (قَلْفاء) و ضَم اول (قُلْفاء) خوانده و تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخی ۵ حرفی برای طراحانی است که صفت سال پربرکت، ارزان یا فراوانی در زبان عربی را مد نظر دارند.
به انگلیسی
بسته به متن، اگر به معنای سال پرنعمت باشد با کلماتی چون Prosperous یا Plentiful معادلسازی میشود و در اصطلاح پزشکی کهن به uncircumcised اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه بر اساس کاربرد ادبی آن شامل «فراخ»، «ارزان»، «پربرکت» و «میمون» است؛ و در معنای لغوی ثانویه به «پوستدار» یا «دارای غلاف» برمیگردد.
در قرآن
کلمه «قلفاء» یا ریشه سه حرفی (ق-ل-ف) در قرآن کریم به کار نرفته است. البته واژه مشابه «غُلْف» (جمع غلاف) در آیاتی مانند «قُلُوبُنا غُلْفٌ» وجود دارد که از ریشه (غ-ل-ف) است و نباید با این کلمه اشتباه شود.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ کهن عرب، ترکیب «سنة قلفاء» به عنوان نمادی از اتمام دوران قحطی، گشایش در معیشت مردم، ارزانی کالاها و سرازیر شدن نعمتهای آسمانی به کار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل قلفاء
واژه «قلفاء» صفت مؤنث عربی و از ریشه «ق-ل-ف» است. این کلمه در لغتنامههای کهن فارسی و عربی مانند دهخدا و اقربالموارد دارای دو ساحت معنایی کاملاً متمایز است؛ در ادبیات و استعارات کهن، صفتی برای سال و زمانه به معنای روزگارِ ارزانی، فراخی نعمت، برکت و آسایش است و نمادی از پایان سختیها به شمار میرود.
از سوی دیگر، در اصطلاحات فقهی و پزشکی کهن، مؤنث کلمه «اقلف» بوده و به مفهوم دارا بودن پوست طبیعی عضو و ختنهنشده اشاره دارد. این واژه در متون مدرن و زبان عربی امروز بسیار کمکاربرد و منسوخ است و ریشه آن در قرآن کریم نیز وجود ندارد.
در مجموع، کاربرد این واژه امروزه بیشتر در بخش ادبی لغتنامهها و به عنوان یک واژه چالشی ۵ حرفی در جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود که به معنای فراوانی، ارزانی و سال میمون و مبارک طراحی میگردد.