یعنی چه
زردوست یک صفت مرکب در زبان فارسی است که در ظاهر از ترکیب «زر» (طلا/مال) و «دوست» ساخته شده، اما در مفهوم کنایی و ادبی به فردی اشاره دارد که به شدت دلبسته و وابسته به مال دنیا، طلا و پول است و به دلیل این علاقه افراطی، از خرج کردن آن خودداری میکند؛ به عبارت دیگر، نماد بارز بخل و خست است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول «زَر» (با فتح ز) و بخش دوم «دوست» (با ضمه د و سکون واو و سین و ت) که به صورت سرهم «زردوست» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «زردوست» با ۶ حرف به عنوان پاسخ واژههایی نظیر خسیس، بخیل، پولدوست یا ممسک کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم زردوست در زبان انگلیسی میتوان از واژههایی استفاده کرد که بر بخل یا عشق افراطی به پول دلالت دارند.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای هممعنی و رسایی همچون زرپرست، مالدوست، خسیس، ممسک، لئیم، بخیل و تنگچشم به عنوان معادلهای دقیق زردوست شناخته میشوند.
نماد چیست
واژه زردوست در ادبیات تعلیمی، عرفانی و اخلاقی فارسی، نماد بارز طمع، اسارت در مادیات، دنیاپرستی و خست است؛ انسانی که به جای استفاده از مال برای آسایش، خود را بنده و خادم داراییاش میکند.
جمعبندی و توضیح کامل زردوست
واژه «زردوست» یک صفت مرکب اصیل و فصیح در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «زر» (به معنای طلا و مجازاً مال و ثروت) و «دوست» تشکیل شده است. اگرچه این کلمه در نگاه اول یک ترکیب ساده به نظر میرسد، اما در متون کهن و ادبیات تعلیمی به عنوان یک اصطلاح کنایی با بار معنایی منفی به کار میرود و دقیقاً به معنای فرد خسیس، زرپرست و بخیل است.
در نگاه روانشناختی و اخلاقی ادبیات پارسی، زردوست به کسی اطلاق میشود که چنان شیفته و دلبسته طلا و مادیات شده که ثروت برای او از یک ابزار زندگی به یک معبود تبدیل گشته است. این واژه در اشعار بزرگان شعر فارسی نظیر خاقانی نیز به عنوان تقابل میان مادیگرایی و فداکاری در راه دوستان مورد استفاده قرار گرفته است.