یعنی چه
بد گهران شکل جمع صفت مرکب «بدگهر» یا «بدگوهر» است. این واژه در لغت به معنای افرادی است که از نظر اخلاقی، اصالت، یا طینت درونی دچار فساد و ناپاکی هستند و رفتارهای خبیثانه از خود بروز میدهند.
تنزّه/تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتح باء، سکون دال، ضم گاف، فتح هاء و راء است که در نهایت با نشانه جمع «ان» ترکیب میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «بدذاتان» یا «افراد دارای سرشت ناپاک» با تعداد مشخص حروف به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، از عباراتی که نشاندهنده ذات پلید یا اصالت خانوادگی پایین و ناپاک است استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون بدفطرتان، مفسدان، بداصلان و پاکنهادان (به عنوان متضاد) است که همگی بر کیفیت درونی و اصالت فرد دلالت دارند.
در قرآن
ترکیب فارسی «بد گهران» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، مفاهیم مشابه آن در قالب واژگانی چون «خبیثین»، «مفسدان» یا «اشرار» که به انسانهای فاسد و بدطینت اشاره دارند، در آیات متعددی مطرح شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (بهویژه در شاهنامه فردوسی و اشعار سعدی)، بدگهر نماد انسان یا پدیدهای است که ذات خرابش با تربیت و آموزش اصلاح نمیشود؛ مانند سنگی سیاه که هرگز تبدیل به لعل گرانبها نمیگردد.
جمعبندی و توضیح کامل بد گهران
واژه «بد گهران» یک صفت مرکب جمع در زبان ادبی و کلاسیک فارسی است که از ترکیب «بد» و «گوهر/گهر» (به معنای ذات، اصل و جوهر درونی) ساخته شده است. این کلمه به طور ویژه برای اشاره به افرادی به کار میرود که به صورت ریشهای و بنیادین دارای طینت ناپاک، اخلاق فاسد یا اصالت خانوادگی پستی هستند.
در سنت ادبی ایران، مفهوم بدگوهری در مقابل نیکگوهری قرار میگیرد و نشاندهنده یک باور اخلاقی و فلسفی است که بر اساس آن، ذات و تربیت اولیه انسانها نقش تعیینکنندهای در سرنوشت و رفتارهای آینده آنها دارد. شاهنامه فردوسی سرشار از تقابلهای میان نجیبزادگان پاکسرشت و بدگهرانی است که جز به تاریکی و فساد قدم برنمیدارند.