یعنی چه
تناور شدن به معنای رشد کردن و به حجم و قدرت بالا رسیدن است. این واژه معمولاً برای موجودات زنده نظیر انسان، حیوان یا درختان به کار میرود که جثه یا تنهای بزرگ، ضخیم و محکم پیدا میکنند. در مفهوم انتزاعی نیز برای جریانها یا سازمانهایی که ریشهدار و قوی میشوند استفاده میشود.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از واژهٔ «تَناوَر» (با فتحه روی ت و ن) و فعل پیشوندساز «شدن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «بزرگ و تنومند شدن»، پاسخ اصیل و ۸ حرفی «تناور شدن» است.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی از افعالی که نشاندهنده رشد جثه، استحکام و پایداری هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بافتار متن، کلماتی که به ضخامت، قوی شدن بدن یا بزرگ شدن جثه اشاره دارند به عنوان معادل به کار میروند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ فارسی، تناور شدن (به ویژه درباره درخت تناور) نماد بارز مقاومت در برابر طوفانها، اصالت، رشد پایدار و به کمال رسیدن است. این مفهوم شکوه، هیبت و توانمندی مقتدرانه را ذهن تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل تناور شدن
واژهٔ «تناور شدن» یک اصطلاح اصیل و کهن در زبان فارسی است که از ترکیب «تن» (به معنی جسم) و پسوند دارندگی «آور» ساخته شده است. این فعل در اصل به معنای صاحب تنی بزرگ و قوی شدن است و در متون کلاسیک ادب فارسی نظیر شاهنامه فردوسی و اشعار سعدی برای توصیف پهلوانان، درختان کهنسال و موجودات مقتدر به کار رفته است.
این واژه از نظر معنایی با مفاهیمی چون ستبر شدن، تنومندی و فربهی گره خورده و نقطهٔ مقابل نزار شدن، لاغری و نحافت است. اگرچه خود واژهٔ تناور در متن قرآن کریم نیامده، اما مفسران واژههایی نظیر «غُلْب» را در توصیف باغهای انبوه، به درختان بزرگ و تناور تعبیر کردهاند.
امروزه کاربرد این کلمه علاوه بر ابعاد فیزیکی و جسمانی، در پوستههای استعاری نیز رواج دارد؛ به طوری که رشد و ریشهدار شدن یک تفکر، سازمان، یا نهاد اجتماعی را که به ثبات و قدرت بالایی رسیده است، به تناور شدن تشبیه میکنند.