یعنی چه
قرضاب در لغتنامههای کهن به چند معنی آمده است؛ از جمله فرد پرخور و شکمباره که هرچه میبیند میخورد، کسی که چیزهای خشک و سخت را میجود، دزد حریص، و همچنین شمشیر برانی که استخوان را میبرد. این واژه مجازاً به شیر بیشه نیز اطلاق میشود.
تلفظ
این کلمه در متون کهن لغوی معمولاً بهصورت قِرضاب (با کسر قاف) یا قَرضاب (با فتح قاف) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه قرضاب به عنوان پاسخ پنجحرفی برای راهنماهای 'شمشیر بران'، 'شخص پرخور' یا 'دزد' به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به معنای مدنظر در متن، معادلهای انگلیسی آن واژگان مربوط به شکمبارگی، سرقت یا برندگی هستند.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد و در معاجم عربی به همین تعابیر معنا شده است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل واژگانی چون شکمباره، دزد حریص، تیغ بران و شیر بیشه است.
در قرآن
واژه قرضاب در قرآن کریم به کار نرفته است؛ هرچند ریشه همحروف آن یعنی (ق ر ض) در قالب تعابیری مانند 'قرضاً حسناً' (وام دادن در راه خدا) در آیات متعدد وجود دارد که از نظر معنایی با قرضاب متفاوت است.
جمعبندی و توضیح کامل قرضاب
واژه قرضاب برخلاف ظاهر خود در زبان فارسی مدرن، هیچ ارتباطی با ترکیب 'قرض' (وام) و 'آب' ندارد. این کلمه یک صفت کهن با ریشه عربی (از ماده قرَضَ به معنی بریدن با دندان) است که به زبان و متون قدیمی فارسی وارد شده است.
این واژه بسته به سیاق متن کاربردهای گوناگونی دارد؛ گاه در وصف انسان به معنای دزد حریص یا فرد شکمباره و پرخوری است که چیزی باقی نمیگذارد، و گاه در وصف اشیاء به شمشیر بسیار تیز و برانی گفته میشود که استخوان را میشکند. همچنین نام شمشیر مالک بن نویره نیز قرضاب بوده است.