یعنی چه
میخواری یا میخوارگی در لغت به عمل نوشیدن شراب و انواع مشروبات الکلی اطلاق میشود. این واژه در متون ادبی و عرفانی فارسی کاربرد گستردهای دارد و گاه علاوه بر عمل فیزیکی نوشیدن، به حالت عیاشی یا دلبستگی به بادهپرستی نیز اشاره دارد.
تلفظ
این واژه از دو جزء «مِیْ» (به معنی شراب) و «خْوارِی» (از مصدر خوردن به معنی نوشیدن) تشکیل شده است که واو در بخش دوم خوانده نمیشود.
در جدول
پاسخ مستقیم برای این کلمه در جدول «میخواری» با ۷ حرف است. معادلهای دیگر آن شامل میگساری، شرابخواری و بادهنوشی هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متن، از واژگانی چون Wine-drinking یا اصطلاح عامتر Drinking استفاده میشود.
به فارسی
واژههای هممعنی و معادل فارسی آن عبارتند از: بادهخواری، بادهنوشی، شرابخواری، میگساری و صبوحیزدن. در مقابل، واژههایی مانند تقوا، زهد، پارسایی و پرهیزگاری به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
نماد چیست
در شریعت و عرف جامعه، این عمل نماد گناه، بیبندوباری و زوال عقل است؛ اما در ادبیات کلاسیک و شعر عرفانی فارسی (بهویژه در اشعار حافظ، خیام و مولانا)، میخواری نماد تمثیلی از وارستگی، رهایی از عقل مصلحتاندیش، جذبه الهی و نوشیدن سرمستی از عشق راستین خداوند است.
جمعبندی و توضیح کامل میخواری
واژه «میخواری» ترکیبی اصیل و پارسی از دو جزء «مَی» (شراب در زبان پهلوی) و «خواری» (از مصدر پهلوی خوردن/نوشیدن) است. این اصطلاح در معنای ظاهری و متداول خود به عمل نوشیدن مسکرات و شرابخواری اشاره دارد که در فرهنگ دینی و قرآنی با مفهوم «خمر» پیوند خورده و مورد نهی شدید قرار گرفته است.
با این حال، این واژه در تاریخ ادبیات ایران مسیری دوگانه را طی کرده است. در کنار معنای مادی و نکوهیده آن در جامعه، شاعران بزرگ و عارفان نامی با تغییر کارکرد ادبی واژه، از آن به عنوان ابزاری تمثیلی استفاده کردهاند تا حالات پرشور معنوی، رهایی از قید و بندهای ظاهری دنیا و غرق شدن در تجلیات عشق الهی را به تصویر بکشند.