یعنی چه
قصور در لغت به معنای عجز، ناتوانی و سهو غیرعمدی است؛ یعنی فرد به دلیل بیاحتیاطی یا نداشتن مهارت، وظیفهای را بدون عمد ناقص انجام میدهد. تقصیر به معنای کوتاه کردن و گناهکار کردن است و در اصطلاح یعنی فرد با وجود داشتن توانایی و آگاهی، به طور عمدی یا در اثر بیمبالاتی شدید وظیفهاش را انجام ندهد. در یک جمله: تقصیر خطای فعال و عمدی است، در حالی که قصور کوتاهی منفعل یا غیرعمدی است.
تلفظ
واژه اول به صورت قُصور [qu-ṣūr] با ضمه قاف و واژه دوم به صورت تَقْصیر [taq-sīr] با فتح تاء و سکون قاف تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «قصور و تقصیر» به عنوان معادل کوتاهی، غفلت و خطا شناخته میشود و دقیقاً ۱۰ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون حقوقی و عمومی انگلیسی، برای قصور غیرعمدی از کلمه Negligence و برای خطای عمدی و گناه از کلمات Fault یا Guilt استفاده میشود.
به عربی
هر دو واژه ریشه عربی دارند. در زبان عربی برای رساندن مفهوم قصور از العجز (ناتوانی) و برای تقصیر از الذنب یا الخطأ استفاده میشود.
در قرآن
واژه «قصور» در قرآن کریم به معنای کاخها و بناهای بلند بهشتی به کار رفته است (مانند فرقان، آیه ۱۰) که با معنی کوتاهی متفاوت است. ریشه «تقصیر» نیز در مناسک حج به معنی کوتاه کردن مو یا ناخن (فتح، آیه ۲۷: ومقصرین) و در نماز مسافر به معنی شکسته و کوتاه کردن نماز (نساء، آیه ۱۰۱: أن تقصروا من الصلاة) آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل قصور و تقصیر
واژگان «قصور» و «تقصیر» اگرچه از یک ریشه لغوی (ق ص ر) مشتق شدهاند و در مکالمات روزمره گاهی به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما در اصطلاحات حقوقی، فقهی و اخلاقی تفاوت ظریف و مهمی با هم دارند. قصور اشاره به یک کوتاهی غیرعمدی دارد که از سر غفلت، سهو، یا کمبود ابزار و ناتوانی ذاتی فرد رخ میدهد؛ بدون آنکه سوءنیتی در کار باشد.
در مقابل، تقصیر نماد یک خطای عمدی، بیمبالاتی شدید یا ترک آگاهانه وظیفه است. در تقصیر، فرد توانایی و آگاهی لازم را دارد اما با این حال از انجام تعهد خود سر باز میزند یا دست به تعدی میزند. به همین دلیل در مراجع قانونی و اخلاقی، میزان مسئولیت و مجازات بار شده بر «تقصیر» بسیار سنگینتر از «قصور» است.