یعنی چه
این واژه دو معنای اصلی دارد؛ نخست به معنای پشت سر گذاشتن، طی کردن و عبور سریع از یک مسیر، بیابان، زمان یا عمر است. دوم در معنای قدیمی و اصیل خود به معنای لوله کردن، تا کردن و جمع کردن یک شیء گسترده (مانند طومار، بساط یا فرش) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [دَرنَوَرْدیدَن] است که از پیشوند «در» و مصدر «نوردیدن» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «پیمودن راه»، «طی کردن»، «درهم پیچیدن طومار» یا معادل واژه قرآنی «طوی» کاربرد دارد و دقیقا ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
با توجه به دو بافت معنایی این واژه، برای معنای عبور و پیمودن از افعالی مانند To traverse یا To cross و برای معنای جمع کردن و پیچیدن از To roll up یا To fold استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژگان جایگزین آن شامل پیمودن، طی کردن، گذشتن، سپری کردن، بریدن (راه)، درنوشتن، درهمپیچیدن و تا کردن است. متضاد آن نیز بسته به بافت متن، واژههایی چون گستردن، پهن کردن یا بازماندن است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، این واژه کاربردی حماسی و ادبی دارد. «درنوردیدن بساط یا عمر» نماد تمام کردن یک دوره و مرگ است، در حالی که «درنوردیدن زمین و زمان» نماد سرعت، جهانگشایی، همت بلند و پشت سر گذاشتن مقتدرانه موانع و سختیهاست.
جمعبندی و توضیح کامل درنوردیدن
واژه «درنوردیدن» یکی از واژگان اصیل، سره و پیشوندی زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند «در» و مصدر «نوردیدن» شکل گرفته است. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی دو لایه معنایی متمایز اما ظریف را حمل کرده است؛ در متون کهن بیشتر به معنی فیزیکیِ لوله کردن، تا کردن و جمع کردن اشیای گسترده مثل طومار یا بساط به کار میرفته و در ادبیات امروز و حماسی، بیشتر معنای پویا و پرتحرکِ پشت سر گذاشتن، طی کردن مسیرهای طولانی و غلبه بر فواصل و سختیها را تداعی میکند.
این واژه اگرچه مستقیماً در متن عربی قرآن نیامده، اما برگردان دقیقِ مفهوم و ریشه واژه «طیّ» (مانند آیه ۱۰۴ سوره انبیاء برای درهمپیچیده شدن آسمانها در قیامت) در ترجمههای معتبر فارسی است. درنوردیدن بار معنایی باشکوه و حماسی دارد و در ادبیات نمادی از عزم راسخ، همت بلند و گذار موفقیتآمیز از موانع دشوار به شمار میرود.