یعنی چه
مسخره در زبان فارسی به دو صورت کاربرد دارد؛ در معنای قدیمی و اسمی به کسی گفته میشد که با رفتارهای خندهآور و لودگی مردم یا پادشاهان را سرگرم میکرد (دلقک). در کاربرد امروزی و صفتی، به کار، سخن یا چیزی اطلاق میشود که بیارزش، عجیب، دور از ذهن و مضحک باشد و ارزش جدی نداشته باشد.
در جدول
کلمه «مسخره» در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهای 'لوده'، 'خندهآور' یا 'مضحکه' به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در نقش صفت (چیز خندهدار) یا اسم (عمل تمسخر یا شخص دلقک) به کار رود، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از مشتقات «س خ ر» است که در زبان عربی معاصر نیز در همین تعابیر استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن مفهوم صفت مسخره (بیارزش و نامعقول) بیشتر از واژه Saçma استفاده میکنند.
در قرآن
خودِ کلمه «مسخره» با این ساختار ظاهری در قرآن نیامده است، اما ریشه عربی آن یعنی «س-خ-ر» و مشتقاتش ۱۶ بار به کار رفتهاند؛ مانند آیه ۱۱ سوره حجرات که مؤمنان را از مسخره کردن یکدیگر نهی میکند: «لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ». همچنین واژه «هُزُء» با ۳۴ مرتبه تکرار، بیشترین کاربرد را برای مفهوم تمسخر و استهزا در قرآن دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مسخره
واژه «مسخره» از ریشه عربی «س-خ-ر» وارد زبان فارسی شده و در طول زمان دچار چرخش معنایی جالبی شده است. در گذشته این کلمه بیشتر به عنوان اسم و برای توصیف افرادی به کار میرفت که شغلشان لودگی، دلقکی و خنداندن پادشاهان یا مردم بود. اما در زبان فارسی امروزی، این واژه بیشتر در نقش صفت ظاهر میشود و به هر چیز عجیب، بیارزش، نامعقول یا خندهداری که نمیتوان آن را جدی گرفت، مسخره میگویند.
این کلمه علاوه بر ابعاد لغوی، در فرهنگ اجتماعی و ادبیات نیز به عنوان نمادی از طنز انتقادی، هجو و سقوط شأن انسانی برای خنده شناخته میشود. در متون دینی و قرآنی نیز ریشه این واژه و مفاهیم همارز آن مانند استهزا و هزء، همواره مورد نکوهش قرار گرفته و انسانها از تحقیر اجتماعی و ریشخند یکدیگر منع شدهاند.