معنی
در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا و معین، ویله به معنای صدا، آواز، بانگ بزرگ و فریاد عظیم آمده است. این واژه در متون کهن به حالت اندوه شدید یا خروش حماسی اشاره دارد.
یعنی چه
ویله واژهای کلاسیک و کهن است و به پدیدهای اطلاق میشود که همراه با صدایی بلند و عمیق (خواه از روی خشم و حماسه و خواه از روی درد و مصیبت) باشد؛ مانند فریاد برآوردن جنگجویان در میدان نبرد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت فتح واو، سکون یا تخفیف یاء و کسره لام (وَیلِه) تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، معمولاً از این واژه به عنوان معادل چهار حرفی برای «فریاد بلند»، «بانگ و خروش» یا «ناله و شیون» استفاده میشود.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن ادبی، میتوان از واژههایی که به صداهای بلند عاطفی یا حماسی اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی کلماتی که نشاندهنده ضجه یا فریاد رعدآسا هستند، معادل دقیق معنایی ویله به شمار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن مفهوم خروش عمیق یا نالهٔ بلند از این اصطلاحات استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ویله
واژه «ویله» یکی از لغات کهن و اصیل در ادبیات فارسی است که بیش از هر چیز یادآور خروشهای حماسی و فریادهای بلند در اشعار شاهنامه فردوسی و لغتفرس اسدی است. این کلمه بار معنایی دوگانهای دارد؛ از یک سو به معنای نعره، بانگ عظیم و صدای رعدآسای پهلوانان در میدان نبرد به کار میرود و از سوی دیگر، نشاندهنده عجز، ناله، فغان و شیون ناشی از مصیبت و گرفتاری است.
برخلاف تصور برخی که آن را با واژه عربی «وَیل» (به معنی وای و هلاکت) یا واژه فرنگی «ویلا» اشتباه میگیرند، ویله یک ساختار واژگانی مستقل در فارسی کهن دارد. این واژه در قرآن کریم به طور مستقیم نیامده است و نمادی از هیجان شدید عاطفی، ترس، هشدار یا فاجعه در پهنه زبان و ادب پارسی به شمار میرود.