یعنی چه
واژه تاماس دو کاربرد و ریشه متفاوت دارد: ۱. در فلسفه هندو و مکتب یوگا (با ریشه سانسکریت) یکی از سه ویژگی ذاتی طبیعت (گوناها) است که نمایانگر تاریکی، نادانی، غفلت، کاهلی و توهم است. ۲. به عنوان اسم خاص، صورت دیگری از نام کهن توماس یا تاماز با ریشه آرامی است که به معنی همزاد یا دوقلو کاربرد دارد.
تلفظ
این واژه در اصطلاح فلسفه شرقی به صورت تَمَس یا تَماس (Tamas) با فتح ت و م تلفظ میشود. در حالت اسم خاص فرنگی و تاریخی، به صورت تاماس خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این گویه بسته به راهنمای طراح، خودِ واژه ۵ حرفی «تاماس» یا معادلهای آن نظیر «توماس» است.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب به صورت Tamas (معادل Darkness یا Inertia) و در متون تاریخی و نامهای خاص به صورت Thomas نوشته میشود.
به فارسی
برگردان دقیق واژه در اصطلاح فلسفی معادلهایی چون رخوت، تیرگی، نادانی، سکون و انفعال است. در ریشهشناسی نامها، معادل فارسی آن دوقلو یا همزاد میشود.
در قرآن
واژه تاماس یا توماس در قرآن کریم ذکر نشده است. این کلمه ریشه عربی نداشته و افزون بر مکاتب شرقی، نام توماس تنها در منابع مسیحی مرتبط با حواریون حضرت عیسی (ع) دیده میشود.
نماد چیست
در جهانبینی و فرهنگ مکاتب شرقی، تاماس نماد تاریکی، سنگینی، عنصر خاک، فصل زمستان و خواب غفلت است. در تاریخ و فرهنگ مسیحی غربی نیز (به واسطه توماس قدیس) نماد تردید، شکاکیت و تلاش برای رسیدن به یقین به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تاماس
واژه «تاماس» در زبان فارسی دارای دو خاستگاه و معنای کاملاً متمایز است که هیچکدام ریشه در لغتنامههای سنتی و اصیل فارسی ندارند. در وجه اول و مشهورتر علمی، این کلمه یک اصطلاح تخصصی با ریشه سانسکریت (هندی باستان) است که وارد ادبیات فلسفی، عرفانی و مکاتب یوگا در زبان فارسی شده است. در این دیدگاه، تاماس به عنوان یکی از گوناها (صفات سه گانه طبیعت) معرفی میشود که مظهر تاریکی، نادانی، سکون، بیتحرکی و غفلت است و در تضاد با پاکی (ساتوا) و پویایی (راجاس) قرار دارد.
در وجه دوم، تاماس یک نام خاص جغرافیایی و تاریخی (مشتق از ریشه باستانی آرامی و عبری) است که در واقع صورت دیگری از نام آشنای «توماس» یا «تاماز» محسوب میشود. این نام در اصل به معنای «دوقلو» یا «همزاد» بوده و در فرهنگ غربی و مسیحی به دلیل انتساب به یکی از حواریون عیسی مسیح، نمادی از جستجوگری و عبور از شک به یقین است. بنابراین، درک معنای دقیق آن کاملاً به متن و زمینه کاربرد واژه بستگی دارد.