یعنی چه
این اصطلاح دو کاربرد متفاوت دارد؛ در علوم اجتماعی و روانشناسی به معنای وجدان جمعی، شعور اجتماعی و میزان آگاهی و حساسیت یک فرد یا گروه نسبت به مسائل، حقوق، فقر و بیعدالتیهای جامعه است که او را به سمت مسئولیتپذیری سوق میدهد. در فضای بازیهای دیجیتال و حل جدول کلمات متقاطع نیز به عنوان یک کلیدواژه طنزآمیز و قراردادی برای اشاره به ضمیر اول شخص جمع استفاده میشود. به عنوان یک مثال عینی و روزمره، وقتی فردی در یک شبکه اجتماعی یا محیط محلی خود متوجه کمپین جمعآوری کمک برای افراد بیخانمان میشود و به جای بیتفاوتی، بخشی از درآمد خود را به آنها اختصاص میدهد یا برای بهبود وضعیت شهرش داوطلب میشود، در واقع ضمیر اجتماعی او فعال شده و نتیجه آن کاهش رنج همنوعان است.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت [زَ میرِ اِج تِ ما عی] تلفظ میشود که از دو واژه عربی «ضمیر» و «اجتماعی» ساخته شده است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، طراحان با یک بازی زبانی و شوخطبعی دگرگونه، ضمیر مربوط به جمع (اجتماع) را «ضمیر اجتماعی» مینامند که پاسخ آن کلمه دو حرفی «ما» یا ضمیر متصل «مان» است. همچنین خود عبارت «ضمیر اجتماعی» دقیقاً ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون علمی و جامعهشناسی معادلهای دقیق آن Social conscience یا Social consciousness است که نشاندهنده اخلاق و آگاهی جمعی است.
به عربی
این عبارت در متون مدرن عربی عینا به عنوان معادل وجدان اجتماعی و مسئولیت انسانی در قبال جامعه به کار میرود.
به فارسی
برگردان و برابرهای اصیل این واژه در زبان فارسی شامل واژگانی چون «وجدان اجتماعی»، «شعور اخلاقی جامعه»، «آگاهی جمعی» و «حس مسئولیتپذیری اجتماعی» است که همگی بر پیوند اخلاقی فرد با جامعه دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل ضمیر اجتماعی
عبارت «ضمیر اجتماعی» یک اصطلاح ذوبعدی در زبان فارسی است. از یک سو در ادبیات عمومی، سرگرمی و حل جدول کلمات متقاطع، یک آرایه طنزآمیز دستور زبانی است که به عنوان کلیدواژهای برای رسیدن به پاسخ «ما» (اول شخص جمع) استفاده میشود. طراحان جدول با تکیه بر واژه «اجتماع»، ضمیر جمع را به این نام میخوانند.
از سوی دیگر در علوم اجتماعی، روانشناسی و اخلاق، این واژه بار معنایی عمیقی دارد و معادل مستقیم وجدان اجتماعی (Social conscience) است. این مفهوم نشاندهنده میزان حساسیت، آگاهی و رویه اخلاقی یک انسان در مواجهه با معضلات، فقر، تبعیضها و نیازمندیهای جامعه پیرامونش است و او را از فردگرایی مفرط به سوی همبستگی سوق میدهد.