یعنی چه
غمدیده در زبان فارسی به معنای فردی است که رنج، حزن و اندوه عمیقی را تجربه کرده یا چشیده است. این واژه به کسانی که در سوگ، فراق یا سختیهای بزرگ روزگار به سر میبرند، اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح غین و سکون میم (غَم)، دال مکسور و یای ساکن و دال مفتوح (دیدِه) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند اندوهگین، ماتمزده، مغموم، محزون و داغدیده به عنوان هممعنی غمدیده کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای بیان حالت غمدیدگی در انگلیسی، با توجه به شدت واقعه از صفاتی چون Grief-stricken و Heartbroken استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای توصیف این حالت روحی بیشتر از واژههای Üzgün و Kederli استفاده میکنند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار شاعرانی چون حافظ و نظامی، «دل غمدیده» یا فرد غمدیده نماد انسان مصیبتدیده و هجرانکشیدهای است که در آتش فراق پخته و صیقل داده شده است. این واژه بار عاطفی عمیقی از سوگ و مظلومیت را به همراه دارد.
جمعبندی و توضیح کامل غمدیده
واژه غمدیده یک صفت مفعولی مرکب مشتق در زبان فارسی است که از ترکیب واژه «غم» (با ریشه عربی) و بن ماضی فعل دیدن به همراه پسوند صفتساز ساخته شده است. این کلمه در ساختار کلی خود کاملاً فارسی است و به کسی اشاره دارد که اندوه، ماتم یا سوگ بزرگی را در زندگی خود چشیده و تجربه کرده است.
این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی شناخته میشود و با واژههایی مانند مغموم، محزون و داغدیده همپوشانی معنایی نزدیکی دارد. گرچه خود واژه غمدیده به دلیل فارسی بودن در قرآن کریم نیامده، اما ریشه آن یعنی «غمّ» به دفعات با مفاهیمی چون اندوه شدید در آیات الهی منعکس شده است.
در اشعار و ادبیات پارسی، غمدیده بودن معمولاً توصیفکننده احوال عاشقان دلسوخته و هجرانکشیده است که در مسیر عشق یا ناملایمات روزگار دچار رنج عمیق شدهاند، به طوری که حافظ نیز در اشعار خود از تعابیری چون «دل غمدیده» برای بیان این حالت روحی و عاطفی بهره برده است.