یعنی چه
واژه زوال در لغت به معنای اضمحلال، تیره شدن، از دست رفتن قدرت یا پایداری و به پایان رسیدن یک وضعیت است. همچنین در اصطلاح نجومی و شرعی، به زمان ظهر و مایل شدن خورشید از وسط آسمان به سمت مغرب اشاره دارد که آغاز فرود خورشید است.
تلفظ
این کلمه به صورت فتح اول (زَ) و با الف کشیده تلفظ میشود: زَوال.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متن متن، واژههای متعددی معادل زوال هستند که نشاندهنده افت، نابودی یا از دست رفتن تدریجی کیفیت و قدرت میباشند.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و در این زبان برای مفاهیمی چون نابودی، پایان یافتن و از دست رفتن یک حالت به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی هم خود وامواژه زوال (Zeval) استفاده میشود و هم واژههای بومی که معنای فروپاشی و از بین رفتن را میرسانند.
به فارسی
برابرها و مترادفهای دقیق فارسی این واژه شامل نیستی، فروپاشی، از بین رفتن، انحطاط، سرآمدن و پایندان نبودن است.
در قرآن
این واژه و مشتقاتش در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله در آیه ۴۱ سوره فاطر که پايداری آسمانها و زمین را به اراده خدا میداند تا زوال نیابند (أن تزولا). همچنین اصطلاح «دلوک الشمس» در آیه ۷۸ سوره اسراء توسط مفسران به زوال خورشید (وقت ظهر شرعی) معنا شده است.
جمعبندی و توضیح کامل معنی کلمه زوال
واژه زوال یکی از مفاهیم عمیق فلسفی، ادبی و دینی را در زبان فارسی و عربی به دوش میکشد. این کلمه در اصل بر ناپایداری، تغییر، رو به افول رفتن و نابودی دلالت دارد. در ادبیات فارسی، زوال به عنوان نماد بیوفایی و گذرا بودن دنیا به کار میرود و شاعران بزرگی چون حافظ و خیام، تصویر خورشید در حال غروب یا پاییز را به عنوان نمادهای عینی آن تصویر کردهاند تا زودگذر بودن زندگی مادی را یادآوری کنند.
از سوی دیگر، این واژه کاربرد دقیقی در نجوم و فقه اسلامی دارد که به لحظه عبور خورشید از خط نصفالنهار و تمایل آن به سمت غرب اشاره میکند. این پدیده که زوال خورشید نام دارد، مبدأ زمان ظهر شرعی و وقت نماز است، که خود پیوند ظریفی میان حرکت طبیعت و مفاهیم عبادی ایجاد میکند.