یعنی چه
واژه «زادن» در زبان فارسی هم به صورت متعدی به معنی فرزند آوردن و زاییدن به کار میرود و هم به صورت لازم به معنی به دنیا آمدن، متولد شدن و پدیدار شدن هستی و زندگی است.
تلفظ
این واژه با فتح حرف اول (زَ) و سکون حروف بعدی به صورت زَادَن تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این مفهوم خود واژه «زادن» با ۴ حرف است. واژههای هممعنی دیگر مانند تولد و زاییدن نیز بسته به تعداد حروف کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن و لازم یا متعدی بودن فعل، از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این واژه شامل زاییدن، زایش، به دنیا آمدن، خلق شدن و پدید آمدن است که همگی مفهوم آغاز حیات یا تولید مثل را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل زادن
واژه «زادن» از ریشههای کهن زبانهای هندواروپایی و پارسی میانه (پهلوی: zātan) سرچشمه میگیرد که در اوستایی به صورت zan و در سانسکریت به شکل jāti به معنی ولادت حضور داشته است. این واژه در ساختار دستوری زبان فارسی از معدود مصدرهایی است که همزمان میتواند بار معنایی لازم (متولد شدن) و متعدی (فرزند به دنیا آوردن) را به دوش بکشد.
اگرچه این واژه به دلیل اصالت فارسی خود عینا در متن عربی قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم معادل آن از ریشه «ولد» بارها ذکر شده که مشهورترین نمونه آن در سوره توحید آیه سوم یعنی «لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ» (نه فرزندی زاده و نه از کسی زاده شده است) به چشم میخورد. توجه به این نکته ظریف مهم است که واژه «زاد» در آیاتی مثل «فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ» به معنی توشه سفر است و هیچ ارتباط ریشهای با مصدر زادن ندارد.
در فرهنگ، ادبیات و اسطورهشناسی، زادن نماد بنیادین آفریش، رویش، نوآوری و تداوم نسل است. شاعران و عارفان بزرگ در ادبیات عرفانی بارها از اصطلاح «زادن دوم» یا ولادت ثانی یاد کردهاند که کنایه از بیداری روحی، بریدن از تعلقات دنیای ماده و متولد شدن در جهان معنا و معرفت است.