یعنی چه
«شکم پاریس» (Le Ventre de Paris) نام رمانی مشهور از نویسنده فرانسوی، امیل زولا است که در سال ۱۸۷۳ منتشر شد. زولا در این اثر از بازار بزرگ، مرکزی و متراکم مواد غذایی شهر پاریس در آن زمان (محلهٔ لِه آل) به عنوان استعارهای برای نشان دادن مصرفگرایی، شکمبارگی طبقه بورژوا و تضاد طبقاتی استفاده کرده است.
تلفظ
این عبارت به صورت [شِ کَ مِ پا ریس] تلفظ میشود و یک ترکیب اضافی ترجمهشده از زبان فرانسوی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه به عنوان اثر امیل زولا یا استعاره بازار پاریس، خودِ عبارت «شکم پاریس» با ۸ حرف است.
به انگلیسی
این اثر در دنیای انگلیسیزبان بیشتر با نام The Belly of Paris شناخته میشود، هرچند در برخی ترجمههای قدیمی با عنوان The Fat and the Thin نیز چاپ شده است.
به فارسی
این واژه یک اصطلاح اصیل یا سنتی در زبان فارسی نیست، بلکه ترجمه دقیق و تحتاللفظی عبارت فرانسوی است که به عنوان عنوان کتاب در زبان فارسی جا افتاده است.
نماد چیست
این عبارت نماد جامعه مصرفزده، شکمبارگی طبقه بورژوا و اشراف در مقابل فقر و گرسنگی طبقه کارگر است. زولا در این رمان جامعه را به دو گروه «چاقها» (سیران بیدرد) و «لاغرها» (گرسنگان محنتکش) تقسیم میکند.
جمعبندی و توضیح کامل شکم پاریس
عبارت «شکم پاریس» یک اصطلاح لغوی سنتی در زبان فارسی نیست، بلکه عنوان ترجمهشده یکی از شاهکارهای ادبی جهان به قلم امیل زولا، نویسنده بزرگ سبک ناتورالیسم فرانسه است. زولا در این رمان که داستان آن در بستر بازار بزرگ و مرکزی مواد غذایی پاریس قرن نوزدهم (محله له آل) میگذرد، از این بازار بزرگ به عنوان استعارهای برای «شکم» شهر یاد میکند؛ جایی که روز و شب غرق در انباشت غذا، گوشت و لبنیات است.
این عبارت در حقیقت ابزاری نمادین برای به تصویر کشیدن تضادهای عمیق اجتماعی در دوران امپراتوری دوم فرانسه است. نویسنده با تمرکز بر این بازار، جامعه را به دو دسته استعاری «چاقها» یعنی طبقه سرمایهدار و عافیتطلب که شکم خود را از ثروت و غذا پر میکنند، و «لاغرها» یعنی طبقه کارگر و روشنفکران آرمانخواه که در حاشیه این فراوانی، گرسنه و سرکوبشده باقی میمانند، تقسیم میکند. به همین دلیل، شکم پاریس امروزه در ادبیات به نمادی از مصرفگرایی لجامگسیخته و بیعدالتی اجتماعی تبدیل شده است.