یعنی چه
این واژه در فارسی معیار کهن به معنای امر ناچار، غیرقابل اجتناب، قطعاً و بیتردید به کار میرفته است. امروزه در متون رسمی یا به صورت ترکیبهایی مانند «بالضرور» دیده میشود و شکل سادهٔ آن کمتر به طور مستقل استفاده میگردد.
مترادف
متضاد
ریشه
این واژه از ریشه سهحرفی عربی «ض ر ر» گرفته شده است که مفاهیمی چون تنگنا، ناچاری، اجبار و نیاز شدید را در بر دارد و از طریق زبان عربی وارد زبان فارسی شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه با فتح حرف اول یعنی «ضَ» به صورت ضَرور (zarūr) انجام میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ «ضرور» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «واجب»، «لازم»، «ناگزیر» یا «حتماً» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به جایگاه کلمه در جمله، از معادلهای بیانکننده ضرورت یا قطعیت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از مشتقات دیگر این ریشه یا کلمات هممعنی برای رساندن مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و برابرهای اصیل فارسی این واژه شامل کلماتی مانند بایسته، ناگزیر، حتمی، بیگمان و ناچار است.
جمعبندی و توضیح کامل ضرور
واژهٔ «ضرور» کلمهای عربیالاصل و همریشه با واژگانی چون ضرورت، اضطرار و ضرر است. این واژه در شعر و ادب فارسی به عنوان شکل مخفف «ضرورت» یا «ضروری» به کار رفته و دلالت بر امور واجب، غیرقابل اجتناب و حتمی دارد.
اگرچه خودِ کلمه با این ساختار در متن قرآن نیامده، اما مشتقات دیگر ریشهٔ آن مانند «مضطر» بارها برای بیان حالت ناچاری استفاده شدهاند. امروزه شکل مستقل «ضرور» در زبان عامیانه کاربرد کمی دارد و بیشتر به صورت «ضروری» یا در قالب ترکیب فقهی و ادبی «بالضرور» به معنی بهطور قطعی به چشم میخورد.