یعنی چه
شاخ شکسته در اصطلاح و کنایات زبان فارسی به کسی یا حیوانی اطلاق میشود که پیش از این سرکش، مغرور یا قدرتمند بوده، اما طی اتفاقاتی ابهت و تهاجم خود را از دست داده و اکنون مطیع، منقاد و ادب شده است. این اصطلاح از رفتار حیوانات شاخدار در طبیعت الگوبرداری شده که پس از شکستن شاخشان در نزاع، تسلیم میشوند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه واجبست تشکیل شده است؛ کلمه اول با سکون خاء (شاخْ) و کلمه دوم با کسره شین و فتح کاف (شِـکَـسْـتِـه) قرائت میشود.
در جدول
در کنایات جدولی، اگر برای نشانه فرد مطیع و از قدرت افتاده کلمهای ۸ حرفی خواسته شود، پاسخ «شاخ شکسته» است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم کنایی شاخ شکسته در انگلیسی از واژگانی استفاده میشود که از بین رفتن غرور یا سرکشی فرد را نشان میدهند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عبارت Boynu bükük قرابت معنایی بالایی با مفهوم مجازی و کنایی این اصطلاح در فارسی دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، شاخ همواره نماد قدرت، خودخواهی، تهاجم و گردنکشی است. بر همین اساس، «شاخ شکسته» به عنوان نماد بارز از دست رفتن ابهت، درهمشکستن تکبر و تبدیل شدن یک فرد یا جریان یاغی به عنصری رام و بیادعا به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شاخ شکسته
عبارت «شاخ شکسته» یک صفت مفعولی مرکب و اصطلاحی کنایی در زبان فارسی است که ریشه در واقعیتهای زیستی حیوانات شاخدار دارد. حیواناتی نظیر گاو یا قوچ با شاخهای خود قدرتنمایی و سرکشی میکنند و زمانی که در دعوا یا به هر علتی شاخ آنها میشکند، ابهت و توان تهاجمی خود را از دست داده و به شدت رام و گوشهگیر میشوند.
این تصویر عینی در ادبیات و عرف عامه به جامعه انسانی تعمیم یافته است؛ بهطوریکه وقتی فردی مغرور، یاغی یا گردنکلفت در اثر حوادث روزگار، قانون یا مواجهه با قدرتی بالاتر ادب میشود و دست از سرکشی برمیدارد، او را شاخشکسته مینامند. این واژه مترادف با مفاهیمی چون خضوع اجباری، تسلیم و انقیاد است.