یعنی چه
این عبارت یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است و به دستهای از آلات موسیقی (سازهای زهی یا زهصدا) اطلاق میشود که تولید صدا در آنها وابسته به لرزش و ارتعاش سیمها است. این ارتعاش میتواند از طریق زخم زدن (مضراب)، کشیدن آرشه یا کوبیدن چکش بر سیمها ایجاد شود. سازهایی مانند تار، سهتار، سنتور، ویولن و چنگ در این گروه قرار میگیرند.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت ترکیبی و طبق قواعد آواشناسی فارسی به شکل [نوعْ-ای سازِ سی-می] خوانده میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، عبارت «نوعی ساز سیمی» هم میتواند به عنوان راهنما برای رسیدن به سازهای زهی مشخصی مانند تار، چنگ یا سنتور به کار رود و هم طبق طراحهای خاص، پاسخ دقیق خود این ترکیب ۱۱ حرفی باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این گروه از سازها از اصطلاحات تخصصی موسیقی استفاده میشود که به معنای سازهای دارای سیم یا زهدار است.
نماد چیست
در ادبیات، هنر و اسطورهشناسی، سازهای سیمی (بهویژه چنگ و لیر) همواره نمادی از نظم و هارمونی کیهانی، آرامش درون، تجلی احساسات ظریف انسانی و الهامبخش شعر و موسیقی اصیل بودهاند. این سازها در موسیقی سنتی معمولاً بیانگر حالتهای عاطفی عمیق و غم یا عشق متعالی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل نوعی ساز سیمی
عبارت «نوعی ساز سیمی» یک ترکیب وصفی و اصطلاح کاربردی در زبان فارسی است که به طور کلی به ردهٔ سازهای زهی یا زهصدا (Chordophones) اشاره دارد. از نظر واژهشناسی، این عبارت از سه واژه با ریشههای متفاوت تشکیل شده است؛ «نوع» ریشه عربی دارد و به معنی گونه است، «ساز» از مصدر فارسی کهن ساختن برآمده و «سیمی» منسوب به سیم یا رشتههای فلزی و وتری است که در موسیقی برای تولید نغمه به کار میرود.
این اصطلاح بیش از آنکه در متون تخصصی موسیقی به عنوان یک واژه واحد استفاده شود، در سرگرمیها و طراحی جداول کلمات متقاطع به عنوان یک کلید راهنما کاربرد دارد. طراحان جدول معمولاً از این عبارت برای هدایت ذهن مخاطب به سمت نام سازهای اصیل ایرانی و جهانی مانند تار، دوتار، رباب، چنگ و سنتور استفاده میکنند تا چالش جذابی را برای حلکنندگان جدول رقم بزنند.
از بُعد فرهنگی و نمادین، سازهای سیمی جایگاه بسیار رفیعی در ادبیات منظوم و منثور فارسی دارند. شاعران بزرگ تاریخ ایران بارها از سیم، وتر و سازهای زهی برای توصیف حالات خوش معنوی، نالههای عاشقانه و ظرافتهای روحی انسان بهره بردهاند، به طوری که ارتعاش این سیمها در هنر به مثابه ارتعاش تار و پود جان و دل آدمی شمرده میشود.