یعنی چه
این واژه برای توصیف افرادی به کار میرود که به طور طبیعی یا بر اثر بیماری، از قدرت بدنی پایینی برخوردارند و شالوده جسمی آنها در برابر سختیها و بیماریها مقاومت کمی دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واو عطف مخفی و با ضمه روی حرف نون در واژه بنیه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در صورت درخواست توصیف ساختار بدنی ضعیف با تعداد حروف مشخص، علاوه بر خودِ ترکیب، کلماتی مانند نحیف یا رنجور نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم فیزیکی از واژگانی استفاده میشود که به ساختار شکننده جسم اشاره دارند.
به عربی
این ترکیب خود از ریشههای عربی «ضعف» و «بنی» ساخته شده و در زبان مبدأ نیز به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
واژگان اصیل فارسی یا ترکیبات روان فارسی که دقیقاً این معنا را میرسانند شامل کمبنیه، سستبنیه و بیبنیه هستند.
جمعبندی و توضیح کامل ضعیف البنیه
واژه ضعیفالبنیه یک ترکیب وصفی عربی وارد شده به زبان فارسی است که از دو بخش «ضعیف» (به معنی سستی و ناتوانی) و «بنیه» (به معنی شالوده، ساختار و آفرینش جسمی) تشکیل شده است. در نتیجه این اصطلاح دقیقاً به معنای کسی است که ساختار و سازمان بدنی او فاقد نیرومندی و مقاومت لازم است.
این کلمه بیشتر در ادبیات پزشکی قدیم برای توصیف مزاجهای کمقوت و همچنین در متون ادبی به عنوان کنایهای از آسیبپذیری و ظرافت جسمانی کاربرد داشته است. اگرچه ریشههای این دو کلمه به صورت جداگانه در قرآن کریم برای اشاره به ناتوانی انسان آمدهاند، اما خود این ترکیب خاص در متن قرآن وجود ندارد.
در کاربردهای روزمره و جدولهای کلمات متقاطع، این واژه با کلماتی نظیر نحیف، رنجور، لاغر و سستنهاد همپوشانی معنایی دارد و نقطه مقابل واژگانی چون قویالبنیه، نیرومند و تنومند محسوب میشود.