یعنی چه
واژه «بطبع» (یا شکل متداولتر آن بالطبع) به معنی خودبهخود، به میل و موافق طبع، و بیانگر نتیجهای است که از ماهیت و سرشت چیزی بهطور خودکار و ذاتی برمیآید.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت [be-tab'] تلفظ میشود و از ترکیب حرف جر «بِـ» و واژه عربی «طَبع» ساخته شده است.
در جدول
پاسخ ۴ حرفی جدول برای کلمات راهنما نظیر «طبیعتاً»، «البته» یا «ذاتاً»، واژه «بطبع» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم «بطبع» از قیدها و عباراتی استفاده میشود که به ماهیت طبیعی یا بداهت یک امر اشاره دارند.
به عربی
ریشه این واژه کاملاً عربی است و در این زبان نیز دقیقاً به همین صورت یا به شکل «بالطبع» برای بیان بداهت و امور ذاتی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون «خودبهخود»، «بهطور طبیعی»، «از روی سرشت»، «بدیهی است» و «بیگمان» میباشند که مفهوم درونذاتی بودن یک ویژگی را میرسانند.
در قرآن
خودِ ترکیب قیدی «بطبع» در قرآن نیامده است؛ اما ریشه ثلاثی مجرد آن یعنی فعل «طَبَعَ» چندین بار در آیات به کار رفته که به معنای «مُهر زدن، قفل کردن و بسته شدن فهم کافران» است؛ مانند آیه ۱۰۱ سوره اعراف: «کَذَٰلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ الْکَافِرِینَ».
نماد چیست
برای این قید انتزاعی نماد سنتی وجود ندارد، اما در نشانهشناسی مفهوم سرشت، مظهر «نطفه یا بذر اولیه گیاه» (به نشانه خوی درونی) یا «مُهر استوانهای قدیمی» (به نشانه ریشه کلمه طبع که از قالبگیری میآید) تلقی میشود. در ادبیات عرفانی نیز نمادی از فطرت پاک و ماهیت ذاتی انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل بطبع
واژه «بطبع» در واقع صورتِ نوشتاریِ فشردهای از ترکیب «بِـ + طبع» (یا همان بالطبع) است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در زبان فارسی به عنوان یک قید به کار میرود و معنای «طبیعتاً، بدیهی است، مسلماً و خودبهخود» را افاده میکند. هنگامی که میگوییم کاری بطبع انجام شد، یعنی آن کار بر اساس ماهیت درونی، ذات و سرشت طبیعی پیش رفته است.
از نظر لغوی، ریشه این واژه «ط ب ع» است که در اصل به معنی مهر زدن، نقش زدن و شکل دادن بوده و بعدها به مفهوم سرشت و خوی انسانی (طبیعت) توسعه یافته است. در کاربردهای قرآنی، ریشه این کلمه صرفاً در قالب افعالی به معنی مهر موم کردن دلهای گمراهان تجلی یافته است.
نکته ویرایشی مهم در خصوص این واژه، عدم اشتباه گرفتن آن با واژه «بالتبع» (به معنی در نتیجه و به دنبال آن) است. «بطبع» یا «بالطبع» بر ذات و اصالت طبیعی یک امر دلالت دارد، در حالی که بالتبع رابطه معلولی و پیرو بودن چیزی را نشان میدهد.