یعنی چه
«ذهبه» در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا و عمید به معنی یک قطعه طلا، پارهای زر یا شمش کوچک طلا آمده است. این واژه در واقع شکل مؤنث یا بیانکننده واحد (یک دانه) از «ذَهَب» به معنی طلا در زبان عربی است.
تلفظ
این واژه به صورت «ذَهَبَه» (Dhahabah) با فتح هر سه حرف اول تلفظ میشود و در زبان فارسی معمولاً هاء آخر آن ساکن یا به صورت کسره خفیف شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «تکهای طلا» یا «پارهای زر» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی از عباراتی استفاده میشود که نشاندهنده یک واحد یا قطعه مجزا از طلا باشد.
به عربی
در زبان عربی، افزودن تاء تأنیث به انتهای «ذَهَب» (طلا) برای افاده واحد است و دقیقاً به معنای یک تکه یا قطعه مشخص از طلا به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق و اصیل این واژه در زبان فارسی کلماتی نظیر «پاره زر»، «تکه طلا»، «زرپاره» و «شُکاله زر» هستند که همگی مفهوم قطعهای کوچک از جنس طلا را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل ذهبه
واژه «ذهبه» در اصل یک کلمه با ریشه عربی (ذ-ه-ب) است که به فرهنگ لغت و متون کهن فارسی راه یافته است. این کلمه به عنوان اسم واحد، به معنای یک قطعه یا تکه کوچک از طلا، پاره زر یا قراضه زر کاربرد دارد و در لغتنامههای بزرگی چون دهخدا ثبت شده است.
از نگاه ریشهشناسی و معناشناسی، جالب است که برخی مفسران و ادیبان وجه تسمیه ریشه این کلمه را با «ذَهاب» به معنی رفتن و ناپدید شدن مرتبط دانسته و آن را نمادی از ثروت فانی، ناپایدار و دستبهدستشونده دنیا میدانند. اگرچه ریشه این کلمه به صورت فعل یا اسم جنس (الذهب) در قرآن کریم بارها تکرار شده، اما خود ساختار واژگانی «ذهبه» به طور مستقل در متن قرآن نیامده است.
امروزه این واژه در زبان عامیانه و روزمره کاربرد چندانی ندارد و بیشتر در متون ادبی قدیمی، متون فقهی و حقوقی سنتی یا به عنوان یک کلمه چهارحرفی چالشبرانگیز در جدولهای کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد.