یعنی چه
این اصطلاح برای توصیف جانداران، اشیاء یا فرآیندهایی به کار میرود که سرعت حرکت آنها بسیار پایین است و کارهای خود را با درنگ و تأخیر انجام میدهند.
تلفظ
در اصلِ عربی به صورت «بَطیء السَّیر» با همزه تلفظ میشود، اما در فارسی عامیانه و روان، همزه حذف شده و به صورت «بَطی السِّیر» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسش کلمهای ۸ حرفی در جدول، خود «بطی السیر» است؛ اما به عنوان معادلهای رایج دیگر میتوان از کندرو و گرانرو نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات متعددی برای توصیف این ویژگی وجود دارد که بسته به میزان کندی و بافت متن انتخاب میشوند.
به عربی
این واژه اصالتاً ترکیبی وصفی از زبان عربی فصیح است که از دو جزء «بَطیء» (کند) و «السَّیْر» (حرکت و رفتن) ساخته شده است.
به فارسی
در زبان فارسی سره و روان، بهترین معادلها برای این ترکیب، کلماتی نظیر «کندرو» و «آهستهرو» هستند که دقیقاً همان مفهوم انتقال حرکت با سرعت پایین را میرسانند.
در قرآن
خود ترکیب «بطیالسیر» در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه «بطء» یکبار در سوره نساء آیه ۷۲ به صورت فعل «لَیُبَطِّئَنَّ» (به معنی کندی و تأخیر کردن در جهاد) آمده و ریشه «سیر» نیز بارها در قالب کلماتی مانند «سِیرُوا» (حرکت کنید) به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، جانورانی مانند حلزون و لاکپشت مظهر و نماد موجودات بطیالسیر هستند. همچنین در نجوم قدیم، به سیاراتی که مدار طولانی داشتند و به کندی در آسمان جابهجا میشدند (مانند زحل)، کوکب بطیالسیر میگفتند.
جمعبندی و توضیح کامل بطی السیر
واژه «بطی السیر» یک ترکیب وصفی عربی است که از دو بخش «بطیء» به معنای کند و «سیر» به معنای حرکت و راه رفتن تشکیل شده است. این اصطلاح در زبان فارسی به عنوان یک صفت برای اشاره به هر شخص، جاندار یا شیئی که سرعت حرکت بسیار پایینی دارد استفاده میشود و کلماتی مانند کندرو و آهستهرو رایجترین برگردانهای فارسی آن هستند.
اگرچه این ترکیب به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما اجزای سازنده آن یعنی ریشههای «بطء» و «سیر» با مفاهیمی نظیر درنگ، تأخیر و حرکت کردن در آیات مختلف به چشم میخورند. در ادبیات کهن و متون اخلاقی، این کلمه گاهی مجازاً به عنوان نمادی برای انسانهای غیرشتابزده یا کسانی که در تصمیمگیریها و کارهای خود تنبلی و کندی میورزند نیز به کار رفته است.
در حوزه نجوم باستان نیز این اصطلاح کاربرد ویژهای داشته و برای توصیف ستارگان و سیاراتی (نظیر زحل یا کیوان) استفاده میشده که از دید ناظر زمینی، مسیر مدار خود را بسیار دیرتر و آرامتر از سایر اجرام آسمانی طی میکردند.