معنی
توفیق در لغت به معنای ایجاد مطابقت و آشتی دادن میان دو چیز است. در اصطلاح عام به معنی موفقیت و کامیابی در کارهاست و در مفهوم دینی و کلامی، به این معناست که خداوند شرایط و اسباب را بهگونهای برای بنده فراهم کند که انجام طاعت و کار خیر برای او آسان شود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی توفیق یافت، یعنی بستر و شرایط محیطی و الهی دست به دست هم دادهاند تا او بتواند در کار خود به پیروزی، بهروزی و نتیجه درست دست پیدا کند.
مترادف
واژههایی که مفهوم پیروزی در کار، دستیابی به مقصود و بهرهمندی از یاری را رسانند، به عنوان مترادف توفیق شناخته میشوند.
متضاد
در ادبیات عامه ناکامی و شکست متضاد آن هستند و در اصطلاح مذهبی، «خذلان» به معنی واگذاشته شدن به خود و بیتوفیقی، دقیقترین متضاد آن است.
هم خانواده
تمامی این کلمات از ریشه سه حرفی «و ف ق» مشتق شدهاند و مفاهیم همگرایی و سازگاری را در خود دارند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. ریشه اصلی آن «وَفَقَ» به معنای هماهنگ شدن، سازگار شدن و مطابقت داشتن است که در باب تفعیل به صورت «توفیق» معنای متعدی (سازگار کردن و فراهم آوردن شرایط) پیدا میکند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتح تاء، سکون واو، کسر فاء و یاء کشیده تلفظ میشود. در گویش معیّن آواشناسی آن به صورت /towfīq/ ثبت شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع اگر با پرسشی چون «کامیابی»، «پیروزی»، «یاری الهی» یا «آیه وما توفیقی الا بالله» روبرو شدید و پاسخ ۵ حرفی مد نظر بود، واژه «توفیق» جواب صحیح است.
به انگلیسی
برای رساندن معنای عام توفیق از کلمه Success و برای اشاره به جنبه معنوی و مذهبی آن از ترکیب Divine success استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی خودِ کلمه «التوفیق» کاربرد بالایی دارد؛ اما برای اشاره به موفقیتهای روزمره، کلماتی مانند «النجاح» رایجتر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل توفیق
واژه توفیق یکی از مفاهیم کلیدی و پرکاربرد در فرهنگ، ادبیات و باورهای دینی ماست. این واژه در اصل به معنای ایجاد سازگاری، آشتی و هماهنگی میان شرایط مختلف است تا انجام یک کار تسهیل شود. در اصطلاح روزمره، مردم آن را مترادف با کامیابی، پیروزی و موفقیت به کار میبرند؛ اما در نگاه عمیقتر و لغتنامهای، توفیق نوعی یاری فراتر از توان فردی است.
در فرهنگ اسلامی و ادبیات عرفانی، توفیق جایگاه ویژهای دارد و به عنوان «توفیق الهی» شناخته میشود؛ یعنی خداوند اسباب و علل را بهگونهای جفتوجور میکند که انسان به سمت خیر، طاعت و کارهای نیک سوق داده شود. مشهورترین تجلی این واژه در آیه ۸۸ سوره مبارکه هود آمده است که از زبان حضرت شعیب نقل میکند: «وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ» که نشاندهنده وابستگی تمام موفقیتها به اراده و لطف پروردگار است.