معنی
سخن در زبان فارسی به هر نوع گفتار، کلام، نطق یا ابراز مطلبی از طریق زبان و کلمات اشاره دارد که مایهٔ متمایزکنندهٔ انسان از سایر موجودات و ابزاری برای انتقال اندیشه و خرد است.
یعنی چه
وقتی از سخن یاد میشود، مقصود اصلی همان تجلی تفکر و خرد انسان در قالب واژههای شنیداری یا نوشتاری است که حقیقت درون فرد را نمایان میسازد.
مترادف
این واژگان همگی در مفهوم ابراز کلمات و گزارههای زبانی با سخن همپوشانی دارند.
متضاد
در ادبیات و کاربرد عام، نقطهٔ مقابلِ بیان و گفتار، سکوت و امساک از سخن گفتن است.
هم خانواده
واژهٔ سخن یک لفظ اصیل پارسی است و مشتقات و ترکیبات آن در زبان فارسی به این صورت ساخته میشوند.
ریشه
این واژه کاملاً ریشه در زبانهای ایرانی باستان دارد. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت saxvan تلفظ میشده و در برخی متون متأخر به صورت «سخون» یا «سَخْن» به معنی لفظ و گفتار نگارش یافته است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با ضمه روی حرف سین و فتح روی حرف خاء (سُخَن) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «گفتار یا کلام»، واژهٔ سه حرفی «سخن» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای متفاوتی در انگلیسی برای رساندن مفهوم سخن استفاده میشود.
به عربی
اگرچه خود واژهٔ سخن در قرآن نیامده، معادلهای عربی آن مانند قول، کلام و حدیث به دفعات در آیات الهی به کار رفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل سخن
واژهٔ «سخن» یکی از اصیلترین و زیباترین واژگان زبان پارسی است که ریشه در پهلوی دارد و نماد آشکار خرد، اندیشه و هویت انسانی به شمار میرود. در فرهنگ و ادبیات غنی ایران، سخن جایگاهی بسیار والا دارد؛ چرا که شاعران بزرگ نظیر فردوسی و سعدی آن را مایهٔ تمایز انسان از سایر موجودات و تنها یادگار ماندگار آدمی در این جهان فانی دانستهاند.
این کلمه از نظر ساختاری بسیار پویا بوده و پایهگذار ترکیبات نغز فراوانی چون سخنوری، سخنگو و همسخن شده است. بررسی مترادفهای آن نظیر کلام و قول، و همچنین معادلهای خارجی آن، نشاندهندهٔ اهمیت ارتباطی و معنایی این مفهوم در شکلگیری تمدن و انتقال آگاهی میان انسانهاست.